اصل اين مقاله به زودی به علاقه مندان ارائه خواهد شد
به نام خداوند و آفریدگاری که انسان را عقل داد تا به مدد آن به صلح و امنیت مطلوب دست یابد.
خاور میانه قلب جهان است ،هر کس بخواهد بر جهان حکومت کند ، باید بر خاور میانه حاکم شود و هر کس بر خاور میانه دست یازد و بر آن جولان دهد ، بر جهان جولان داده است .به جرات میتوان گفت خاور میانه بدون خلیج فارس و کشور های حوزه ی آن موقعیت ویژه ی ژئوپولیتیک و اکونومیک خود را از دست می دهد .
منطقه ی خلیج فارس ، قبل از آن که به سبب تعلقش به خاور میانه شناخته و حائز اهمیت شود به سبب منابع انرژی غنی و مواد معدنی و مواد غذایی گوناگونی که در آن وجود داشته و ذخیره می باشد ،موقعیتی ژئوپولیتیکی پیدا کرده و از آنجایی که بسیاری از کشورهای خاور میانه با آن مرز آبی تشکیل داده اند و به عنوان یک شاهراه برای جهان غرب به منظور ورود به خاور میانه می باشد موقعیتی اسراتژیک ، ژئوپولییک و ژئواکونومیک یافته است .
خلیج فارس ،هم اکنون با توجه به قابلیت های نفتی و منابع طبیعی ، موقعیت اقتصادی،شاهراهی ارتباطی خاورمیانه و ... ای که دارد به وضعیتی رسیده که به انباری از کلکسیون تسلیحات نظامی مبدل گردیده است . به طوریکه تداوم چنین روندی به همراه این سکوت و رخوت حاکم بر جامعه ی بین المللی ،احتمال ظهور فاجعه هایی به مراتب فجیع تر از جنگهای جهانی و جنگ سرد را در بر خواهد داشت .
وجود نژادها ، فرقه ها و مذاهب نا متجانس و گوناگون ، نا همگونگی شرایط اقتصادی و سیاسی ملل ، ظهور نو جنبشهای رایکال و ... همواره سبب شدند که نتوان رهیافت یگانه ای را برای دکترین امنیت در خاور میانه و خلیج فارس و چشم انداز آتی آن مد نظر گرفت .لذا در این مقاله کوشیده شده که چهره ی جدیدی از امنیت در خاور میانه ترسیم شود و کوشیده شده که به دنبال راهكار منطقه گرايي و گوشزد بحران هاي جديدي چون آب و انرژي به دكترين نويني از امنيت در خاورميانه و به ويژه در خليج فارس توجه شود . به طوريكه اين دكترين تنها به رهيافت هاي رئاليستي و يا ليبراليستي محدود نگردد و به تك بعدي نگري آلوده نشود .
این مقاله می کوشد تا با در نظر گرفتن منطقه ی خلیج فارس به عنوان منطقه ای که به وسیله ی خشونت ، سرکوب و بی ثباتی به چالش کشیده شده است و دولتها ی خود مختار و رانتیری که آزادی مطبوعات و مشارکت سیاسی را به شدت سرکوب کرده و در مقابل انجام اصلاحات سیاسی مانع تراشی می کنند و سعی بر آن دارند مشروعیت سیاسی خود را بالا ببرند ،موجب شده اند که خاور میانه و به ویژه منطقه ی خلیج فارس مبدل به منطقه ای بر روی باروت و بمب و تسلیحات شود که هر لحظه احتمال انفجار آن وجود دارد .
در این مقاله چهره ی نوینی از امنیت در خلیج فارس و خاور میانه ، با گذر به مرزهای نوین آن ارائه داده می شود و بر اساس آن چشم انداز اینده ی همکاری و امنیت در منطقه را بررسی می کند .به گونه ای که در این منطقه نمی توان از رهیافت غرب محور رئالیستی _ که حاصل تجربه ی آمریکا و اروپای غربی پس از جنگ جهانی اول می باشد _استفاده کرد .
بی تردید آنچه همواره نمی توان در طرح ریزی دکترین امنیتی خلیج فارس از آن چشم پوشید ظهور پدیده ای به نام 11 سپتامبر و به دنبال آن پدیده ی مجهول و نا معلوم تروریسم و بالاخص تروریسم اسلامی و طبقه بندی کشورهای جهان از سوی آمریکا به عنوان مخالفان و موافقان تروریسم است .
منطقه ی خاور میانه و به ویژه قلب آن یعنی خلیج فارس از لحاظ آزمون مفاهیم ضد و نقیض امنیت ملی اهمیت قابل توجهی دارد ولذا در این مقاله سعی بر آن شده تا رهیافتی جامع ، روشن و کاربردی تری برای رهایی از رهیافت های رئالیست ها و لیبرالیست ها ارائه شود .این رهیافت جامع ، ضمن تلفیق دو رهیافت رئالیستسی و لیبرالیستی، برخی مولفه های لاینفک و موثر بر امنیت و آینده ی امنیت و همکاری در خلیج فارس را در نظر گرفته که شامل 8 مولفه ی زیر است و 5 مولفه ی اول هرگز به طور یکتا و مجزای از هم عمل نمی کنند و به صورت پارادایمی واحد با یکدیگر در تعاملند .لذا به منظور ارائه ی یک مدل و الگوی سیاستگذاری جامع ، ابتدا سعی بر آن شد تا چهره ی نوینی از امنیت و همکاری در خلیج فارس ارائه شود .
سپس با توجه به چالشها ی موجود به ارائه راهکارهای قابل دسترس و پیش روی مقابل سیاست مداران و سیاست گذاران می پردازد .این مولفه ها عبارتند از :
1) مشروعیت سیاسی . 2) توانمندی اقتصادی 3) منابـع طبیعی و استراژیک ( به ویژه آب) .
4) توان نظامی . 5)تساهل مذهبی و قومی(نا امنـــی هــای نـاشی از پلورالیزم دینی) .
6) مهاجرت ها و نا امنی ها . 7) پدیــده ی نویــن تـــروریسم و اسلام _ تروریسم .
8)جهانی سازی و چالشهای امنیتی ناشی از آن .
دور از واقعیت نیست که داخلی بودن مفهوم امنیت در جهان سوم سبب خواهد شد که ابر قدرتها و ملل غرب _ که مفاهم امنیتی شان خارجی است _ بیشتر بر امنیت منطقه اثیر گذار باشند . بنابر،این موضوع برای کشور های حوزه ی خلیج فارس ،بهترین راه حل به منظور تثبیت و کنترل امنی منطقه ، منطقه گرایی در دکترین امنیتی شان است . لذا بی شک کشورهای خاور میانه به این رویکرد خواهند رسید که امنیت مضیغ خود را می بایست ترک و دکترین امنیت موسع خود را در منطقه پایه ریزی کنند . بدین لحاظ با ایجاد یک نظام امنیتی تعاونی که به سبب آن تمامی کشور های منطقه ی خلیج فارس از این نظام امنیتی تعاونی حائز کسب امتیازات امنیتی باشند ، می توان به آینده ی خارجی امنیتی و صلح خلیج فارس امید وار بود .
با توجه به مولفه هایی که قبلا ارائه شد می توان در این مقاله به اینده ی احتمالی و ممکن همکاری و امنیت در خلیج فارس دست یافت . به امید آنکه بتوانیم مدل و الگویی برای سیاستگذاری جامع و علمی و در عین حال واقع بینانه ارائه دهیم .
رضا رضایی ( مصدق)
1/ اذر ماه/1383
+ نوشته شده توسط رضا ر ضایی (مصدق) در چهارشنبه 22 اسفند1386 و ساعت
3:59 |