
http://www.blogfa.com/photo/s/security11.jpg
|
این لوگوی ما است که به تقاضای دوستان ارائه شده و می توانید لینک زیر عکس را در وبلاگتان قرار دهید.
http://www.blogfa.com/photo/s/security11.jpg + نوشته شده توسط رضا ر ضایی (مصدق) در دوشنبه 28 مرداد1387 و ساعت
20:10 |
به نام خدایی که قدرت اندیشیدن را به من در وجود انسان بودن و نه زیادی انسان بودن عطا کرد
چندی پیش خانم سحر طلوعی یک پیام در وبلاگ من ذیل عنوان صدای ماندگار احمد شاملو گذاشتند با این مضمون: نویسنده:
شنبه 29 تیر1387 ساعت: 14:17
تو واقعن چی کار می کنی؟
بنده در جواب ایشان یک نظر خصوصی به این مضمون نگاشتم:
منظورتان را از اینکه گفته اید تو واقعا چه کار می کنی نفهمیدم اما من هنوز ...
لطفا بیشتر برایم توضیح دهید.
ایشان در پاسخ به درخواست من ذیل همان عنوان چنین پاسخ دادند:
نویسنده:
یکشنبه 30 تیر1387 ساعت: 10:48
والله منظور خاصی نداشتم اگه ناراحت شدین ببخشین اما می خوام بدونم شما مطالعات امنیتی می کننین یا تو کار تکثیر و پخش cd , ... اینها هستین؟!
جا دارد که از ایشان به جد تشکر کنم که هم مرا به فکر واداشت و هم به نگاشتن این موضوع. این پاسخ را به تمامی خوانندگان وبلاگ تقدیم می کنم. در این نوشتار روی سخنم صرفاْ با خانم طلوعی نیست بلکه با تمامی دوستان است.
۱- سرکار خانم طلوعی: از اینکه مرا در این رابطه آگاه نموده اید بسیار سپاسگزارم و امیدوارم باز هم شاهد حضور سبز شما و سایر دوستان و علاقه مندان باشم.
۲- اگر به بخش آِرشیو موضوعی وبلاگ توجه داشته باشید چنین می بینید:
آرشیو موضوعی
×مسائل امنیتی خاورمیانه و خلیج فارس
×مباحث نظری نظامی و استراتژیک ×امنیت ملی ایران (مباحث بنیادی) ×امنیت ملی ایران (مباحث کاربردی) ×مباحث بنیادی امنیتی در مکتب کپنهاک ×سیاست خارجی و مسائل امنیتی قدرت های بزرگ ×متون امنیتی- استراتژیک و ... به زبان انگلیسی ×سایر مقالات و پژوهشهای علمی من ×دست نبشته های شخصی من ×مقالت شما و سایر پژوهشگران ×جنگ روانی، عملیات روانی و تبلیغات در مسائل امنیتی ×معرفی کتاب و اخبار همایش ها و کنفرانس ها ×راهنمای جزوات تخصصی علوم سیاسی -کارگاه های آموزش ×دفتر فروش نیازمندی های مرتبط با وبلاگ... ×راهنمای کارشناسی ارشد (روابط، علوم سیاسی و ...) ×نمونه سوالات دروس تخصصی اسلحه شناسي و تسليحات نظامي فارغ از موضوعات امنیتی که مرتبط با موضوع وبلاگ است و حدود ۷ سالی هست که مشغول مطالعه در رابطه با مسایل امنیتی -نظامی و مسائا استراتژیک هستم چند آرشیو موضوعی نیز در این رابطه در وبلاگ قرار داده ام که نا مرتبط با موضوع وبلاگند. و من هم در صدد توجیه رابطه آنها با موضوع وبلاگ نیستم. و نه تنها نا مرتبطی برخی از آنها را می پذیرم بلکه بر صحت دقت شما در این رابطه مهر تایید می زنم و از شما مجدداْ سپاسگزارم.
در ذیل می خواهم علل وجود چنین موضوعاتی را در ایم وبلاگ برای شما و دوستانتان توضیح دهم. ضمن آنکه همواره بر تخصص گرایی و تمرکز بر موضوعات مطالعاتی تاکید کرده ام.
آرشیو موضوعی ×دست نبشته های شخصی من: واقعا چرا دست نبشته های شخصی؟
انسان دارای ابعاد گوناگون -وسیع و پیچیده ای است که در عین حال ساده نیز هستند. هر انسانی با خود خلوت گاهی دارد که بسیار علاقه مند است دیگران نیز بخشی از این خلوتگاه ذهنی را نیز بدانند و اگر کسی بود با او نیز هم گفتار شود و پایه هایی باشد بر روابط فکری -فلسفی دو طرف. بر خود پوشیده نمی دانم بخشی از آرمانها - آمال - آرزو ها -درد ها -رنج ها -دغدغه ها و مسئولیت هایی را که در ذهن بدان می اندیشم را به دیگران عرضه کنم. شاید باشد کسی که در این ازدهام شلوغی و آشفتگی ها ذره ای از آنچه هستی را بفهمد تا عاملی باشد برای برونرفت از خستگی های ممتد و حرامی این روز ها. تلاش نکردم تا وبگاه مستقلی را پایه ریزی کنم و در این کارزار آنچنان که سایرین همچون برخی اهل شعر و هنر در تلاشند تا حرفه ای خود را عرضه کنند به صورت مستقل و حرفه ای خود را عرضه کنم. این بخش خرده حرف های کوچکی است که انتظار آن را دارم هر کس به آن سر نزند. اما بدان پرداخته ام چون معتقدر در این دنیای مجازی این وبلاگ همان هویت من است. چیزی است که هستم و نیز می خواهم باشم. این هویت را از اغلب وجوهش در اینجا حفظ کرده ام. دقیقا مثل همان جمله زیبایی که در آغاز ممکن است غیر حرفه ای به نظر بیاید: (یک كم سینما، یک کم فوتبال، یک کم کتاب... یک کم همه چی! از ...) اما همین نیز لذت بخش است بویژه برای آن دوستی که مثل من ممکن است مطالعات امنیتی و ... انجام دهد اما در خلوتگاه کمی شبیه من نیز باشد. و این یعنی فرار از تنهایی عذاب آوری که این روز ها با منت به ما هدیه داده اند.!!!
آرشیو موضوعی ×سایر مقالات و پژوهشهای علمی من هم چیزی شبیه آنچه که در بالا بدان پرداختم. با این تفاوت که چون هنوز دانشجو هستم و لاجرم از سیستم آموزشی امروزین دانشگاهی مان در حوزه های دیگر نیز به صرف مطالعات متفرقه تحقیقاتی را انجام می دهم که حداقا همکلاسی هایم نسبت به برخی از آنها لطف نظر دارند و درخواست دریافت نسخه ای از آن را من می کنند. به همین منظور برای ایشان و سایر دوستان و علاقه مندان و نیز به منظور جلوگیری از پراکندگی کار در همین جا جایی برای آنها باز کرده ام تا در دسترس باشد.
در آرشیو موضوعی ×مقالت شما و سایر پژوهشگران نیز مقالات سایر دوستانی که مقالاتشان را در رابطه با موضوع وبلاگ برایم ارسال می کنند و نسبت به من لطف نظر دارند که چنین فرصت گرانبهایی را در اختیارم قرار می دهند را قرار می دهم. با تشکر از همه ایشان.
در آرشیو موضوعی ×راهنمای جزوات تخصصی علوم سیاسی -کارگاه های آموزشی نیز به جهت کمک به هم رشته ای های هم رشته ای های نیازمند به این مباحث که بار ها از بنده حقیر درخواست های اینچنینی داشته اند را مد نظر قرار داده ام. با سپاس از ایشام امید وارم مفید واقع گردد.
در آرشیو های دیگر مرتبط با چنین مسائلی نیز به حسب در خواست دوستان و علاقه مندان و به منظور جلوگیری از پراکندگی و سردرگمی ناشی از آدرس های گوناگون و متفاوت با توجه به نزدیکی موضوعات به موضوع وبلاگ به آنها پرداخته ام که باز هم امیدوارم برایشان مفید واقع گردد.
در ضمن علیرغم اینکه سالهاست مشغول انجام مطالعات امنیتی هستم ام اذعان می کنم که هنوز آنچنان که مد نظرم بوده یک متخصص نشده ام و نیز وظایفی در برابر دوستان و سایر علاقه مندان دارم که امیدوارم مرا به جهت پراکندگی کاری ببخشایید.
با تشکر مجدد از سرکار خانم طلوعی و سایر دوستان
منتظر نظر های سبز تان هستم
رضا رضایی (مصدق)
+ نوشته شده توسط رضا ر ضایی (مصدق) در یکشنبه 30 تیر1387 و ساعت
12:53 |
با سلام و تبریک ولادت حضرت امیرالمومنین و روز پدر امیرالمؤمنین (ع) ابوالاسود دوئلی را در نخستین روز كه به منصب قضا تعیین نموده بود عزل کرد . ابوالاسود حیرا ن و به محضر امام(ع) آمد و گفت: یا امیرالمؤمنین! علت عزل من چیست؟ در صورتی كه به خدا قسم ! نه خیانت كرده ام و نه متهم به خیانت شده ام؟ حضرت فرمود: ادعای تو درست است و در انجام وظیفه امانت را رعایت نموده ای اما بازرسان به من اطلاع داده اند كه چون مراجعین نزد تو به محاكمه می آیند تو بلند تر از آنها سخن می گویی. (منبع تجلی امامت-اصغر ناظم زاده ص 176)
شاد باشید یکی نیست روز پدر رو به من تبریک بگه؟ + نوشته شده توسط رضا ر ضایی (مصدق) در پنجشنبه 27 تیر1387 و ساعت
13:55 |
به نام خداوند آزادي سالروز 18 تير را بر تمامي دانشجويان و محققان و پژوهشگران بويژه از دسته ي آزادي خواهان، نمي دانم تبريك بگويم يا تسليت، اما نقطه عطفي است براي آنكه بدانيم بهاي آزادي خون است و ديگر هيچ. + نوشته شده توسط رضا ر ضایی (مصدق) در چهارشنبه 19 تیر1387 و ساعت
5:23 |
+ نوشته شده توسط رضا ر ضایی (مصدق) در دوشنبه 3 تیر1387 و ساعت
0:21 |
هو الباقی جناب آقای دکتر فاضل فیضی مدیریت محترم گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد تاکستان
با سلام و عرض تسلیت بدینوسیله مصیبت وارده را به شما و خوانواده محترمتان تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای آن مرحومُ طلب مغفرت می نماییم. ضمنا بقای عمر بازماندگان و صبر جمیل را برایتان آرزو مندیم.
از طرف رضا رضایی (مصدق). مریم رمضانی خوانساری (راز). حسین وحید. محمد غزنویان و جمعی دیگر از دانشجویان شما در این دانشگاه. + نوشته شده توسط رضا ر ضایی (مصدق) در سه شنبه 3 اردیبهشت1387 و ساعت
20:18 |
پراگماتیسمپيشگفتار تفكر عمل گرايانه يا فلسفه ي عمل گرايي در آمريكا شكل گرفت. pragma يك واژه يوناني به معني كار و پراگماتيسم , نظريه اي است كه در پاسخ به اين پرسش كه ” معيار درست بودن يك گزاره (قضيه) چيست “ ميگويد :” سودمندي و به كار آمدن“ . يعني يك انديشه آنگاه درست است، كه به كار آيد و مشكلي را بگشايد . بكار آمدن , تنها معيار درست بودن انديشه ها ست ( نقيب زاده,صص 162-163 ). عمل گرايي , صرفا يك نظريه شناخت شناسي نيست , بلكه يك فلسفه ي زندگي نيز هست كه برطبق آن , واقعيت نه يك چيز ثابت و استوار , بلكه يك جريان پيوسته در حال تغيير و تحول محسوب مي شود. زمينه هاي فرهنگي و اجتماعي مكتب پراگماتيسم · برخورد مهاجران اروپايي با سرزمين جديد ، و كوشش براي تشكيل جامعه اي بدون تاريخ مستلزم بكار انداختن نيروي عقلاني و استفاده از آن در تمام مراحل زندگي بود . اين امر نقش فرد را و اينك هركس بايد روي پاي خود بايستد و به اتكاء قدرت خويش در ساختن جامعه جديد تلاش نمايد , روشن ساخت . فلسفه پراگماتيسم تا حدود زيادي تحت تأثير اين وضع قرار داشت و نقش فرد و اثر نيروي عقلاني او را در ايجاد افكار و عقايد و بكار انداختن مهارتها و معلومات براي بهبود زندگي جمعي روشن نمود( شريعتمداري ,صص197-198 ) . · تحرك و پويايي جامعه ي امريكايي . · توجه به آينده ؛ كوشش براي ساختن جامعه اي جديد كه براي سازندگان آن نه تاريخي داشت و نه گذشته قابل استنادي، از اين رو آنهارا بيش از هر عامل ديگري متوجه آينده مي كرد . اعتقاد به آزادي فردي و توجه به تاثير علوم و تكنولوژي در بهبود شرايط زندگي( ابراهيم زاده ,صص203-204 ) . مقدمه گروهي از فارغ التحصيلان [ دانشگاه ] هاروارد ، ضرورت گرايشي تازه به سوي ” عمل “ و” آينده “ و مسئوليت بزرگ ناشي از آن را احساس كردند ؛ مسئوليتي كه براي فرونشاندن موج ايده آليسم كه جامعه ـ شان را در برگرفته بود ، بايد بر عهده مي گرفتند . تنها رشته اي كه همه آنها را به يكديگر پيوند مي داد، ايمان به روش تجربي علم بود و نيز اعتقاد به اينكه روش مزبور تنها روش تفكر سالم است و فلسفه اگر بخواهد از محدوده ي آن دايره تنگي كه از ازل در آن مي چرخد، بيرون آيد بايد ساختار خود را بر پايه ي عمل گرايي كه بر كار و مهارت و تجربه متكي است ، بنا نهد تا همچون علم به ابزاري كارآمد براي خدمت به جامعه ي بشري تبديل شود.گروه ياد شده از اين افراد تشكيل شده بود : پيرس ، نشونسي رايت ، نيكولا جان گرين ، ويليام جيمز و فرانس ابوت . در يكي از جلسات اين گروه ، گرين تعريف يك روانشناس انگليسي بنام ” بين “ از ” اعتقاد “ را چنين بيان داشت : ‹‹ اعتقاد مقوله اي است كه انسان بر اساس آن آماده رفتار مي شود ›› . گرين سپس ضمن تحسين و ستايش از اين تعريف ، آن را به بحث و مناقشه گذاشت . در جريان اين بحث ها ، پيرس ملاحظات خود را درباره ي مطالب مطرح شده يادداشت مي كرد . در پايان مباحث ، او يادداشت هايش را ويرايش كرد و مطالبي بر آن افزود و از ما حصل آن ، دو مقاله منتشر كرد يكي با عنوان ‹‹ تثبيت اعتقاد ›› در سال 1878 و ديگري با عنوان ‹‹ چگونه انديشه هايمان را روشن كنيم ؟ ›› در سال 1879 . اين دو مقاله در واقع بذر هاي نخستين پراگماتيسم به شمار مي آيند (سعيد اسماعيل ، صص 58-59 ) . ساندرس پيرس (1914-1839) پيرس فرزند دوم بنجامين پيرس ، استاد رياضيات و نجوم دانشگاه هاروارد و يكي از رياضي دانان برجسته ـ ي آمريكا در سال 1839 در كمبريج ماسا چوست به دنيا آمد . در دهه ي 1860 ، گاه به تدريس منطق و فلسفه مي پرداخت ؛ پيرس در 1871 انجمن ما بعد الطبيعه را بنيان نهاد ، جايي كه پراگماتيسم پا گرفت ( اسكفلر ، صص21-23 ) . پراگماتيسم پيرس مؤسس نهضت پراگماتيسم در آمريكا چارلز ساندرس پيرس است . او در طول زندگي شهرتي پيدا نكرد ، اما جيمز و ديوئي خود را مرهون پيرس مي دانستند . از نظر او پراگماتيسم به برداشت خاصي از ”حقيقت “ مربوط مي شود . يعني يك نظر يه وقتي درست شمرده مي شود كه ” كارائي “ داشته باشد ، مثلا از نظر اجتماعي مفيد باشد . لذا جوهر پراگماتيسم پيرس در نظريه ” معني “ نهفته است ( آموزگار ، ص263 ) . از نظر پيرس : پراگماتيسم يك جهان بيني نيست ، بلكه روش تأملي است و هدف آن روشن كردن تصورات است . لذا به روش شناسي تعلق دارد و منطق را به سه بخش تقسيم مي كند : الف ـ معني داشتن يك علامت يا عين است كه عين در شخص ديگر تأثير مي گذارد . ب ـ شرايط صوري كه به برهاني استقرائي كه ذاتا آماري مي انجامد ، بدين معني كه آنچه درباره تعدادي از اعضاء يك صنف صادق باشد ، در مورد همه ي اعضاء آن صادق است . ج ـ قوت نمادها يا شرايط كلي ارجاع نمادها به تفسير هاي تعيين كننده پراگماتيسم روش يا قاعده اي براي روشن سازي تصورات يا براي تعيين معنا ي آنها ست . پيرس بر خلاف دكارت مي گويد :ما نمي توانيم تعمدا و با اراده خويش شك كنيم . شك اصيل وقتي رخ مي نمايد كه تجربه اي خارجي يا ذهني با يكي از معتقدات ما متعارض باشد. دراين صورت به پژوهش بيشتر مي پردازيم . تا عقيده مستدل تري جانشين آن كنيم ، در اين صوت شك ارزش مثبت دارد . براي شك اصيل بايد دليلي داشته باشيم. ما نمي توانيم يك سرآغاز خالي از مفروضات ومسلمات داشته باشيم. روح عملي ايجاب ميكند كه پژوهنده هر وقت تجربه اي با عقايدش موافق نبود آنرا باطل داند ( آموزگار ، صص264-265 ) . نظريات تربيتي و مذهبي پيرس ممكن است اين امر كه نوشته هاي تربيتي پيرس به شدت بر جنبه هاي عقلي و نظري آموزش تأكيد دارند ، عجيب به نظر مي آيد . چنين تأكيدي نه تنها با اصول كلي پراگماتيسم به مثابه ي يك فلسفه ي عملي متناقض است ، بلكه با نظريه ي تحقيق او نيز به مثابه ي امري بر گرفته از شك واقعي و ناسازگار است ( اسكفلر ، ص107 ) . اسكفلر (1974) ، پيرس بيان مي دارد ، آموزش و پرورش به هدفي عاليتر از رفاه فردي و اجتماعي نيازمند است . تنها آن هدفي به ميزان كافي عالي است كه پيشبرد قانون دو گانه عقل و عشق را در بر گيرد . سمت گيري آموزش و پرورش آمريكا به تأمين رفاه فراگير است و ازين رو فراگيران را ترغيب مي كند كه ، رفاه فردي را به منزله ي هدفي عالي جستجو كنند ، اما هر آنكس كه هدف خود را در رفاه خود بداند ، يكسره آن را ويران ساخته است . پيرس براين اعتقاد است كه ، رفاه هنگامي حاصل مي شود كه به صورت سنجيده و به منزله ي يك هدف در تظر گرفته نشده باشد ، رفاه به مثابه ي نتيجه ي فرعي از جستجوي هدف هاي عالي تر بدست مي آيد . حقانيت دادن به آموزش و پرورش بر اساس ظرفيتش براي افزايش در آمد ، به ارائه ي ديدگاهي محدود از هدف منجر مي گردد . چنين دركي از آموزش وپرورش و زندگي ( چرا كه بدون شك هدف آموزش و پرورش جدا از زندگي نيست ) به چه چيزي منجر خواهد شد ؟ ” فقر روحي “ تنها نتيجه ي ديدگاهي است كه نمي تواند اشخاص را با اهدافي تغذيه كند كه فراتر ازرفاه آنان است ؛ اهدافي كه زندگي آنان بر حسب آنها ‹‹ با معني ›› ، يعني داراي پيامد ها ي مهم مي گردد . اسكفلر (1974) ، به نظر ميرسد ، پيرس رفاه فردي را محصول ديدگاهي مي داند كه چيزي فراتر از رفاه فردي را طلب كند و تنها هنگامي كسب مي گرددكه ، به عنوان يك نقطه مرجع ثابت در نظر گرفته شود . ويليام جيمز (1910-1842) ويليام جيمز بزرگترين فرزند از پنج فرزند خانواده كه در سال 1842 به دنيا آمد . پدرش هنري جيمز بزرگ ، به انديشه ي مستقل كودكان خود و شكل گيري نظراتشان در جريان بحث عقلاني و مراوده اي عميقا اعتقاد داشت . فضاي خانواده گرم و دوست داشتني ، ولي در عين حال عقلاني و منطقي بود و عقايد در تبادل آزادانه نظرات ، و بدون ديكته شدن از سوي والدين شكل مي گرفتند ( اسكفلر ، صص131-132 ) . نظر جيمز درباره ي حقيقت يك عقيده در صورتي ، ‹‹ حقيقي ›› است كه هر آينه ، عمل بر آن واقع شود . ‹‹ به طور تجربي نتايج رضايت بخش و محسوسي ›› به بار آيد . خلاصه آنكه ، حقيقت بايد به مثابه ي رابط پيامد هاي رضايت بخش و محسوس با اعمالي كه از عقايد معين ناشي مي شوند ، در نظر گرفته شود . به ويژه مسئله ـ ي حقيقت ، مسئله ي رابطه ي تجربه با واقعيتي ‹‹ خارج ›› از تجربه نيست ؛ بلكه بر عكس مسئله ي رابطه ـ ي تجربه اي‹‹ معين ›› با ‹‹ تجارب ديگر ›› است . از اين رو هميشه براي ما به مثابه ي موجودات عمل ـ كننده و مشاهده كننده ، امري است دست يافتني . علاوه بر اين ، حقيقت در چنين حالتي مي تواند به مثابه ي ‹‹ خوبي ›› ديده شود ، زيرا رابطه عمل با نتايج رضايت بخش به گونه اي آشكار ، در دستيابي ما به هر يك از اهدافمان از طريق تلاش سنجيده ، نهفته است . بنابراين ، بر خلاف نظريه ي خردگرايان ، كه حقيقت را نوعي رونوشت مي دانند ، جيمز نظريه ي خود را برآورنده ي دو مسئله ي مطلوب مي داند : 1. دست يافتني ساختن احكام حقيقت 2. نشان دادن اينكه چرا حقيقت نوعي خوبي است . جيمز بيان مي دارد : ‹‹ حقيقت در نظر و عقايد ماهمان معنايي را دارد كه در علم ›› ؛ ( اسكفلر ، صص 140-141 ) . مفهوم رضايت بخشي از ديدگاه جيمز انديشه جيمز را مي توان در مورد رضايت بخشي به صورت گسترده و محدود بيان كرد : در بيان محد.د ، يك عقيده هنگامي به گونه اي رضايت بخش عمل مي كند كه آن عقيده به وسيله تجربه ارضا يا تأييد گردد. در بيان گسترده ، مسئله تنها اين نمي باشد كه عقيده ارضا يا تأييد شود ، بلكه اين نيز هست كه ، آيا اعتقاد شخص به قضيه ي مورد بحث رضايت او را به همراه دارد يا خير . ديدگاه جيمز درباره عادت بسياري از نظريات جيمز در نظريه ي عادت او به كار گرفته مي شوند . از ديدگاه جيمز عادت ، جسم و ذهن را به هم پيوند مي دهد و انتخاب ، عمل و شخصيت را به يكديگر ريط مي دهد . اينكه عادت در ساختار فيزيكي ظاهر مي گردد ، به نظر او نشان دهنده ي اين مي باشد كه ، عادت صرفا محصول انتخاب آگاهانه نيست ، يعني صرفا توسط اراده تغيير نمي يابد . عزم راسخ اخلاقي و اندرز اخلاقي به خودي خود نمي تواند مستقيما بر عادت تأثير گذارد ، زيرا عادت داراي مبنايي ساختي در دستگاه عصبي است ، كه نشان مي دهد يك مسير جديد تخليه ي جريان عصبي در مغز تشكيل شده است كه در آن ، جريان هاي معين وارد شونده ، هميشه به خروج از آن تمايل دارند . به نظر جيمز ، كار عادت صرفه جويي و ساده كردن اعمال است . [ عادت ] همه ي ما را حول خطوط تربيتي مان با انتخاب پيشين مان به نبرد با زندگي و دنبال كردن راهي كه علي رغم ميل ماست ، محكوم مي كند ؛ زيرا ما براي هيچ راه ديگري جز اين ساخته نشده ايم و براي شروع دوباره نيز بسيار دير است ( اسكفلر ، صص 143-146 ) . اسكفلر (1974) ، جيمز براي تشكيل عادت اصول زير را پيشنهاد مي كند : 1. ما بايد تا آنجا كه ممكن است خود را به يك قوه ي ابتكار قوي و مصمم مجهز سازيم و ... 2. مهمترين مسئله ، مسئله ي تداوم تربيت است . هرگز اجازه بازگشت به يك مورد استثنايي را ندهيد تا عادت نوين كاملا در زندگي شما ريشه دواند . گزيده اي از نظرات جيمز 1. جيمز مدافع ‹‹ ارزش نقدي و منافع ›› است . 2. روانشناسي او زاده ‹‹ فلسفه مابعدالطبيعه ›› است . 3. وي عالم را ‹‹متكثر›› مي دانست . 4. ‹‹ روح ›› مجموع حيات ذهني ماست , همان طور كه اشياء خارجي مجموع پديده هاست . 5. ‹‹ مطلق ›› منسوجي است از نسبت و روابط جهان ( آموزگار , صص 273- 274 ) . 6. در هر فلسفه اي مي توان همه ي جنبه هاي آن را ناديده گرفت مگر دو جنبه كه موجب مي شود چنين فلسفه اي مورد قبول همگان واقع شود .( الف ) . نبايد اصول اساسي و قطعي آن با گرامي ترين آرزوها و اميدها ي ما مخالف باشد . ( ب ) . عيبي كه بدتر از مخالفت و عدم توافق با آرزوهاي ماست كه مقاومت اميال را از ميان مي برد (دورانت , ص447 ) . 7. جيمز برنامه درسي را تعريف نمي كند , و نيز از زمينه هاي اعتقادي و دانش كه تشكيل دهنده آن است سخن نمي گويد . او در عوض سه معيار تدوين مي كند . اگر بپرسيم كه در برنامه درسي چه بايد گنجاند , پاسخ آن است كه آنچه با معيارهاي زير مطابقت دارد , و جيمز با ‹‹ عنوان كلي ›› مي شناسد , بايد در آن لحاظ كرد . اين سه معيار يا سه عنوان كلي عبارتند از : 1ـ زمينه ي مطالعاتي مي تواند شامل اطلاعاتي باشد كه براي ادامه ي زندگي اساسي است . 2ـ زمينه مطالعاتي مي تواند مهارتهاي با ارزش را تنفيذ كند . 3ـ زمينه مطالعاتي مي تواند در تكامل روحاني فرد مؤثر باشد (شفيلد , ص 183 ) . 8 . به نظر جيمز كمال مطلوب آن است كه آنچه محتواي برنامه درسي را تشكيل مي دهد با هر سه معيار [ بيان شده در بالا ] مطابقت داشته باشد . اگر چيزي با اين سه معيار مطابقت پيدا كرد , در جامع و مانع بودن آن بحثي نيست ( شفيلد , ص185 ) . 9. جيمز مي گويد كه از طريق برنامه ي درسي آنچه را بايد باشد تعيين مي كنيم , زيرا نمي توان اين امر را به دست تصادف بسپاريم (شفيلد , ص192 ) . جان ديوئي (1952-1859 ) جان ديوئي در سال 1859 , يعني در سالي كه كتاب انواع چارلز داروين منتشر شد , در شهر برلينگتون در ايالت ورمونت امريكا ديده به جهان گشود (گوتگ ,ص 116 ) . جان ديوئي در دانشگاه بيش از همه از فلسفه ايده آليستي هگل تأ ثير پذيرفت . اما پس از تأ ثير پذيري از انديشه هاي داروين و گرايشهاي علمي و تجربي , از ايده آليسم هگلي و مطلق گراي او روي گرداندو به طبيعت گرايي[4] رو كرد. با اين همه به بسياري از نكته هاي بنيادي انديشه ي هگلي كه تضادي با نظريه داروين نداشت مانند : تكيه بر شدن و تعامل , تأ ثير دوسويه ديالكتيكي , غلبه بر دوگانگي ميان انسان و جهان , درون و برون , روان و تن وفادار ماند (نقيب زاده , صص 163 ـ164 ) . ديوئي و مدرسه ي آزمايشگاه ديوئي در طول خدمت خود در دانشگاه شيكاگو , ‹‹ مدرسه آزمايشگاه ›› را تأسيس و از سال 1896 تا 1904 رهبري كرد . مدرسه ي آزمايشگاهي ديوئي كودكان چهار تا چهارده ساله را مي پذيرفت , مي كوشيد تا با استفاده از روش فعاليت كه متضمن بازي , سازندگي , مطالعه ي طبيعت و ابراز وجود بود , تجاربي را براي زندگاني توأم با همكاري و سودمندي متقابل براي بچه ها فراهم كند ( گوتگ , ص 119 ). مدرسه قديم به نظر ديوئي هدف اصلي مدرسه ي قديم آماده ساختن كودكان براي زندگي دوره ي بلوغ و دوره بلوغ به نوبه ي خود در حكم تداركي براي زندگي بعد از مرگ بوده است . كودك و بعدها بزرگسال همش بيشتر مصروف برآن بوده است كه خود را براي مرحله اي از حيات كه خواهد آمد , آماده سازد نه اينكه دم را غنيمت شمرد و از آن چنانكه بايد بهره مند گرد . به بيان بهتر تئوري آن زمان , يعني تئوري ارسطوئي , تربيت نوعي شكفتگي و از قوه به فعل درآوردن امكانات خفته و نهفته كودك بود . تربيت نوعي توسعه و گسترش به سوي هدفي غايي و به جانب حالتي از شكفتگي كامل يا كمال توانائيهاي فرد بوده است . تصور مي رفت كه هرچه مواد برنامه دشوارتر باشد قدرت توسعه يافته بيشتر و مهمتر مي شود . به همين مناسبت غالبا انتخاب و ترتيب مواد برنامه بيشتر با توجه به ارزش انضباطي آنها صورت مي گرفت تا به دليل روابط آنها با مقتضيات عملي زندگي . در چنين شرايطي روش تعليم تا حد زيادي جنبه ي استبدادي داشت . بهترين روش تعليم آن زمان يعني ‹‹ روش هربارت [5] ›› , به صورت بسيار محسوسي در اطراف معلم دور مي زد . مراحل پنجگانه ي آن كه در هريك از آنها ابتكار عمل كاملا در دست معلم بود , متوجه توسعه ي حقيقتي ناشي از پيشداوري و مأخوذ از گنجينه ي دانش بود (شاتو , صص297 – 298 ) . مدرسه ديوئي مدرسه ديوئي به جاي آنكه از فعاليتهايي كه تصور مي شود كودك در دوران بلوغ در آنها شركت خواهد داشت آغاز كند , از فعاليتهاي معمولي كه كودك در آنها مستغرق است , شروع كرد. بنابراين هدف تعليم و تربيت نه آن بود كه كودك را از حالت طبيعيش جدا كند يا او را طبق نمونه اي دور دست ... پرورش دهد , بلكه هدف آموزش و پرورش آن بود كه كودك را در حل مشكلات و مسائلي كه در جريان زندگي روزمره و در محيط طبيعي و اجتماعي خاص خود با آنها مواجه مي شود , كمك نمايد . برنامه را چون وسيله اي كه كودك را در تحقق پروژه هايي كه براي وارسي نتيجه ي فعاليتهاي فعلي خود تهيه مي كند كمك تواند كرد , تصور مي كند . برنامه ي سالهاي اول مدرسه ديوئي خواندن و نوشتن بود كه صرفا به عنوان وسيله مي نگريست . در دهه ي آخر قرن نوزدهم ديوئي مدعي بود كه بزرگترين عيب روشهاي معمول آن زمان جدايي بين دانش و بكاربستن آن است . به نظر او هر تعليمي كه علم وعمل را يكديگر جدا كند , موفقيت نتواند داشت . همانطور كه ديوئي سعي مي كرد براي فعاليتهاي مدرسه انگيزه اي همانند فعاليتهاي خارج از مدرسه پيداكند به همان طريق احساس مي كرد كه روح اخلاق مدرسه منوط به شركت در همان انگبزه هاي اخلاقي است كه در زندگي خارج از مدرسه وجود دارد ( شاتو , صص 299- 300 ) . هدف هاي آموزش و پرورش |