تبليغاتX
iframe frameborder="0" height="250" width="100%" scrolling="no" src="http://parsian24.org/ads.php?">
کسب درآمد ، کسب درآمد اینترنتی ، اشتغال ، استخدام ، حقوق ثابت ، حقوق مکفی ، کانون فناوری اطلاعات بنیاد پارسیان ، کاریابی
مطالعات امنیتی، نظامی ومسائل استراتژیک

هر يك از "سين" هاي سفره هفت سين نماد چه چيزی هستند ؟

 

        نوروز بزرگترين جشن ملى ايرانيان سابقه اى هزاران ساله دارد. از گذشته هاى دور آريايى هاى ساكن در فلات ايران روز اول سال و آغاز بهار را به برگزارى مراسم ويژه و توأم با سرور و شادمانى اختصاص مى دادند. برخى پژوهشگران ، ريشه تاريخى اين جشن را به »جمشيد پيشدادى» نسبت مى دهند و نوروز را »نوروز جمشيدى» مى خوانند.

اين گروه معتقدند كه جمشيدشاه بعداز يك سلسله اصلاحات اجتماعى بر تخت زرين نشست و فاصله بين دماوند تا بابل را در يك روز پيمود و آن روز (روز هرمزد) از فروردين ماه بود. چون مردم اين شگفتى از وى بديدند جشن گرفتند و آن روز را »نوروز» خواندند.

اما عاملى كه »نوروز» را از ديگر جشن هاى ايران باستان جدا كرد و باعث ماندگارى آن تا امروز شد، «فلسفه وجودى نوروز» است: زايش و نوشدنى كه همزمان با سال جديد در طبيعت هم ديده مى شود.

دكتر ميرزايى جامعه شناس در اين باره مى گويد: «يكى از نمودهاى زندگى جمعى، برگزارى جشن ها و آيين هاى گروهى است، گردهم آمدن هايى كه به نيت نيايش و شكرگزارى و يا سرور و شادمانى شكل مى گيرن.  برهمين اساس جشن‌ها و آيين‌هاى جامعه ايران

را هم مى توان به سه گروه عمده تقسيم بندى كرد: جشن ها و مناسبت‌هاى دينى و مذهبى - جشن هاى ملى و قهرمانى و جشن هاى باستانى و اسطوره‌اى. جامعه ايران در گذشته به شادى به عنوان عنصر نيرو دهنده به روان انسان، توجه ويژه‌اى داشتند. آنها براساس آيين زرتشتى خود چهار جشن بزرگ و ويژه تيرگان ، مهرگان ، سده و اسپندگان را همراه با شادى و سرور و نيايش برگزار مى كردند.

دراين بين نوروز بنا به اصل تازگى بخشيدن به طبيعت و روح انسان همچنان پايدار ماند.

گرچه باتوجه به قانون تغيير پديده هاى فرهنگى ، نوروز هم ناگزير نسبت به گذشته با دگرگونى هايى همراه است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا ر ضایی (مصدق) در چهارشنبه 14 فروردین1387 و ساعت 3:16 |

 

بسمه تعالي               

سوابق علمي و اجرايي

نام و نام خانوادگي: رضا رضايي (مصدق)

نام پدر:اسماعيل      تاريخ تولد: 1363    

تحصيلات: دانشجوي کارشناسي علوم سياسي

 

سوابق علمي:

- جوانترين شرکت کننده در پانزدهمين دوره همايش بين المللي خليج فارس که مقاله ارسالي به دو زبان انگليسي و عربي نيز ترجمه گريد.

-شرکت کننده در شانزدهمین دوره همایش بين المللي خليج فارس.

-شرکت کننده و برگزیده در هفدهمین دوره همایش بين المللي خليج فارس.

- تئوريسين منشور جهاني دانشجويي.

- تئوريسين چگونگي توسعه علم محور در ايران.

-محقق و پژوهشگر و رابط علمي معاونت پژوهشي و مديريت دانشجويي در دانشگاه بين المللي چابهار.

سوابق شغلي:

- روزنامه نگار و يادداشت نويس در روزنامه هاي وقايع اتفاقيه، مردم سالاري، نيلوفر آبي و....

 -مديريت تحقيقاتي توليد در کارخانه فولاد خمين.

  - روابط عمومي و همکار در امور دانشجويي دانشگاه بين المللي چابهار.

-عضو هیئت مدیره و سخنگوی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان.

-عضو هیئت موسس و سخنگوی نخستین نمایشگاه علمی، فرهنگی و هنری مشترک دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان.     

+ نوشته شده توسط رضا ر ضایی (مصدق) در یکشنبه 11 فروردین1387 و ساعت 4:15 |

فلسفه پراگماتیسم و فمینیسم (بخش دوم)

ترجمه و تالیف: جلوه جواهری/2 اسفند 1386

 
 

اندیشه پراگماتیسم، فرصتی برای کنشگران جنبش ها فراهم می کند تا بتوانند مستقل از دستگاه های ایدئولوژیک – که تلاش می کنند تفاسیر خود را بر واقعیت تحمیل کنند – تفاسیری بر اساس تجارب عملی و زیسته کنشگران خلق کنند. به عبارت دیگر، اندیشه پراگماتیستی با برجسته کردن تجربه و عمل می تواند توجه نظریه پردازان را به زورمندی واقعیت، بیشتر جلب کند. در این سری از مقالات در مورد پراگماتیسم سعی داشته ام تجربه هایی در این خصوص را که برخی کنشگران جنبش زنان در ایالات متحد امریکا توانسته اند با بهره گیری از فلسفه پراگماتیستی، تفاسیری واقع بینانه تر و بر پایه تجربه های زیسته خود داشته باشند مورد مطالعه قرار دهم. البته، هدف من جایگزین کردن یک «ایسم» به جای «ایسم» های دیگر نیست یعنی قرار نیست که پراگماتیسم به جای سایر ایدئولوژی ها بنشیند بلکه هدف بررسی و شناخت فلسفه ای است که کمتر در کشور ما شناخته شده است. تلاش می کنم که با مروری تطبیقی بر تجربه های تاریخی جنبش زنان در عرصه عمل و در حوزه نظریه پردازی، چشم اندازهای متفاوتی را در حد بضاعتم بگشایم. باشد که ما به عنوان فعالان جنبش زنان با استفاده از تجربه فلاسفه فمینیست و به ویژه زنان پیشرو پراگماتیست، قادر شویم که در موقعیت های دشوار، به انتخاب گزینه های مناسب تر دست یابیم.

تاثیرات اولیه فمینیسم بر فلسفه عمل گرایی آمریکا

JPG - 4.6 kb
کارولین هداک زیگفرید، نویسنده کتاب فمینیسم و پراگماتیسم

به دلیل تبعیض مبتنی بر جنسیت علیه زنان و محرومیت آنها از حوزه های آکادمیک و دانشگاهی، تاریخ به ندرت حامل نام ها و نوشته های زنان در کتاب های فلسفه است. ولی از آن جا که تاریخ عمل گرایی (پراگماتیسم) خوشبختانه تاریخی معاصر و جدید است در نتیجه آسان تر می توانیم زنانی را که در شکل دادن این مکتب منحصر بفرد در ساختار اندیشه و نظام فکری_ فلسفی امریکا سهیم بوده اند را کشف کرده و بشناسیم، که پیش از این تنها از طریق کار متفکران مرد نظیر ویلیام جیمز، چارلز سندرز پیرس، جورج هربرت مید، و جان دیویی مطرح شده است؛ آثار زنان برجسته ای که در ارتباط عملی و فکری با فلاسفه عصر خود بوده اند و در سیر تاریخی پراگماتیسم، فیلسوفان مبتکر و خلاقی به شمار می آیند گرچه تا همین اواخر ناشناخته و پنهان مانده بودند. در همین رابطه، کتاب «عمل گرایی و فمینیسم» نوشته کارولین هداک زیگفرید [1] (1996)، از جمله ی آثار قابل استناد و تامل برانگیز در جهت بازگرداندن جایگاه همین زنان پنهان مانده است به عرصه مباحث فلسفی. و در عین حال، بسط و گسترش دیدگاه های فمینیستی آنان به حوزه عمل گرایی معاصر.

ظهور نسل جدید زنان « عمل گرا »

منشاء عمل گرایی فمینیستی به دورانی باز می گردد که نسل جدیدی از زنان امریکایی که وارد کالج شده بودند، در بحث های پرشور دانشگاهی، و تقریبا در همه حوزه های مطالعات اجتماعی و فلسفی، با جسارتی در خور تحسین، مشارکت داشتند. بسیاری از زنان بلند آوازه ای که آثارشان در چهارچوب گفتمان فمینیستی- عمل گرایی آورده می شود، اغلب فعالان تحصیلکرده کالج بودند تا فیلسوفان دانشگاهی حرفه ای. اما کار آنها تاثیر نیرومندی بر گسترش اندیشه عمل گرایی در آمریکا و سپس در سطح جهان داشته است. به طور مثال اگر جان دیویی را در نظر بگیریم، می توانیم بسیاری از زنانی را که در گفت و گو و رابطه فکری متقابل با او بودند و در شکل گیری و گسترش نظام فکری و فلسفی اش نفوذ و تاثیر داشتند، کشف کنیم. برای نمونه از طریق مکاتبات دیویی با زنان همکارش، و مطالعه پاسخ های آنان به او، می توانیم نه فقط به کنش ارتباطی و ماهیت تعاملی فلسفه دیویی پی ببریم، بلکه چگونگی بسط و گسترش آن را توسط این زنان، دریابیم.

JPG - 73.9 kb
جین آدامز

از چهره های شاخص در میان این زنان می توان به «جین آدامز» (1935- 1860) به عنوان چهره محوری در ظهور اندیشه عملگرایی آمریکا اشاره کرد. آدامز در طول زندگی اش در مقام یکی از مصلحان اجتماعی بلند آوازه، مورد احترام همگان بود. وی بنیان گذار انجمن «هال هاوز» (House hull) و دریافت کننده جایزه صلح نوبل 1931 است. او فلسفه عمل گرایی خود را از طریق تجربه های زیسته اجتماعی اش، ازجمله: کار در محله های مهاجرنشینِ و در میان مردمان آسیب دیده و فقیر در شیکاگو، همچنین اندیشیدن و کار کردن به صورت همدلانه و مشارکتی با زنان مستعدی که در «هال هاوز» زندگی می کردند، به علاوه از طریق مکاشفه متن ها و بازتاب محتوای متون پایه، و نیز به وسیله گفتگوهای مستقیم و چهره به چهره با فیلسوفان زمان خود (نظیر جان دیویی، ویلیام جیمز، لئو تولستوی و دابلیو ای بی دوبویس)، گسترش داد.

JPG - 22.8 kb
جین آدامز

جین آدامز یازده کتاب و بیش از صدها تالیف و گزارش و مقاله در زمینه اخلاق، فلسفه اجتماعی، و صلح طلبی، در کارنامه خود دارد، بعلاوه، آثار ماندگاری در تحلیل مسائل اجتماعی عصر خود به ویژه در زمینه مسایل زنان، مهاجرت، جوانانِ شهری، صنعتی شدن و روابط بین الملل منتشر کرده است. درک و دریافتی که آدامز از « ارتباط بین عمل و حقیقت» داشت در انتخاب حرفه اش و نیز در پهنه عمومی کنش گری اجتماعی اش، نقش بسزا داشت. انگیزه ای _شاید متفاوت_ برای «درک حقیقت»، او را وامی داشت تا «در جهان عمل» به دنبال کشف آن باشد. آدامز دوست و همکار نزدیک جان دیویی بود. دیویی اغلب در هال هاوز حضور داشت و آدامز در کلاس های او در دانشگاه شیکاگو به بحث و سخنرانی برای دانشجویان می پرداخت. دیویی و آدامز در باره موضوعاتی نظیر دموکراسی، آموزش و پرورش، و اخلاق با هم کار می کردند و می اندیشیدند و ارتباط دانشگاهی خود را در سراسر عمر ادامه دادند.

آموزش و پرورش، یکی از حوزه های کلیدی به حساب می آمد که در آن فمینیست های عمل گرای عصر پیشرفت بسیار فعال بودند. فلسفه آموزشی آدامز، سرانجام مدلی برای تعامل میان اندیشه و عمل ایجاد کرد. با مطالعه آثار فمینیست های عمل گرا از جمله آدامز و دیگر مربیان نظیر لوسی اسپراگو میتچل [2] ، در می یابیم که آموزش و پرورش چیزی جدا از زندگی نیست بلکه رابطه متقابل آنها بیشتر درون بافت تجربه های زیسته و ناب، و به صورت یکپارچه در هم می آمیزد و عاملی معنا ساز می آفریند. آدامز مي دانست همزمان که آموزش و پرورش، تجربه را شكل مي دهد (ايجاد زمينه تاريخي به علاوه مهارت ها)، بايد با آن تعامل و بده بستان هم داشته باشد و به نيازهاي عاجل و لمس پذیر جامعه، پاسخ های جدیدی بدهد. آدامز برای درک فرهنگ و ارزش هاي زندگي دانشجویان، رويكردی را كه از تجربه هاي (شخصي و فرهنگي) دانشجويان «به عنوان مبانی آموزش» استفاده می کرد، به بحث و قضاوت می گذاشت.

GIF - 26.4 kb
کلاس آشپزی در هال هاوز

خوشبختانه بي اعتمادي و سوء ظن نسبت به ایده «جدايي آرمان هاي نظري از تجربه های زیسته» در نظريه آموزشي، در کار فمینیست های عمل گرای متاخر، کاملا مشهود است و به عنوان یک اصل، تا حدود زیادی پذیرفته شده است. در کتاب «بیست سال در هال هاوز [3] »، آدامز به اين نتیجه می رسد که چگونه فقدان استاد علاقمند به مسائل «رفاه بشر»، قلمرو تجربي روابط دانشجويان را در برابر قلمرو روشنفكري «ناب» که دانشجويان را برای تاثير پذیری از «شارلاتان ها» آزاد مي گذارد، آشفته و بي نظم رها کرده است. دیدگاه آموزشي آدامز، حتي در روزهاي اوليه تاسیس هال هاوز، فرهنگ روشنفكري تعلیم هنرهاي آزاد را با جنبه هاي عملي زندگي صنعتي شهري توامان در نظر می گرفت(ترکیب زندگي با انديشه).

«هال هاوز»، مصداق عینی اندیشه عمل گرایانه «جین آدامز»

جین آدامز از جمله زنانی بود که در حلبی آبادهای شیکاگو می کوشید تا به زنان کارگر کمک کند. او اعتقاد داشت که لازم است همسران مردان طبقات فرودست به جنبش حق رای زنان جذب شوند. به اعتقاد وی با تغییر شرایط محیطی می توان کاستی های شخصیتی در میان طبقات فرودست را رفع و آنان را توانمند ساخت. آدامز به دنبال آن بود که مبارزه برای کسب حقوق و خواسته های زنان را با تعهد نسبت به مجموعه ای کلی تر از مبارزه برای اصلاحات اجتماعی ( مشارکت در اداره شهر، تنظیم کار کودکان و زنان و اقدامات بهداشتی و تامینی) پیوند زند.

JPG - 39.2 kb
تصویری از ساکنان هال هاوز

با نگاهی به عملکرد دیویی و آدامز، در می یابیم که چگونه این هر دو متفکر از محیطی که برای فعالیت اجتماعی خود ایجاد کرده بودند، (مدرسه آزمایشی در دانشگاه شیکاگو برای دیویی، و هال هاوز برای آدامز)، هوشمندانه ترین بهره را در جهت تلفیق نظریه و عمل اجتماعی شان کسب کردند. هال هاوز برای آدامز در واقع مکانی بود برای زندگی و برای اندیشیدن. در این مکان محرومان و مهاجران شهری با هم زندگی می کردند و در عین حال، خودشان هال هاوز را نیز اداره و به صورت دسته جمعی، مدیریت می کردند.

JPG - 11.1 kb
جین آدامز با کودکان در هال هاوز

هال هاوز در واقع چیزی شبیه به «مدرسه ماکسیم گورکی» است که در سومین سال موجودیت جمهوری شوروی(1920) توسط آنتوان سیمیونویچ ماکارنکو و به دستور اداره ی تحصیلات ملی در نزدیکی شهر پولتاوا در جنوب روسیه تاسیس شد. این مدرسه، به شکل یک کولونی مختلط از هر دو جنس بود که در آن بزهکاران نوجوان و بی سرپرست که پدران و مادرانشان را در سالهای جنگ داخلی و در اثر گرسنگی و بیماری های همه گیر از دست داده بودند، سکنا گزیده و تحصیل می کردند. آنها به دست خود غذایشان را تولید می کردند و در واقع شهر کوچک و مستقلی به حساب می آمد که اداره آن بر عهده همان حاشیه نشینانِ نوجوان قرار داشت. آ. ماکارنکو با تاسیس آن شهرک در واقع ایده ماکسیم گورکی را عملی ساخت، البته در زمانی که کمتر کسی به نتیجه و دستاورد های آن ایمان داشت. تحت مرب گری او بیش از 3000 کودک پرورش یافتند که اغلب جوانان کارآزموده و تحصیل کرده ای شدند. در فرایند این کار او اسلوب نوآورانه پداگوژیکی خود را ایجاد نمود که بعدها توانست تجربیات آموزشی خود را در قالب های هنری (نمایشنامه، رمان و داستان کوتاه) بیان کند.

JPG - 20.1 kb
گروهی از شاگردان آ. ماکارنکو در کولونی گورکی

ماکارنکو نیز مانند دیویی و آدامز در جریان عمل توانست تئوری های راه گشایی را برای پداگوگ های نسل های بعد فراهم کند. اودر پاره ای از خاطرات خود در «داستان پداگوژیکی» می گوید: «نخستین ماه های زندگی در کولونی برای من و همکارانم نه تنها ماههای یاس و کار شدید و عاجزانه بود، بلکه ماه هایی بود که در کاوش حقیقت می گذشت. تعداد کتب تعلیم و تربیتی که من در زمستان سال 1920 خواندم از تمام عمرم بیشتر بود. نتیجه عمده این مطالعات برای من اطمینان راسخ، معلوم و قطعی بود که هیچ گونه علم و تئوری در دست ندارم، و بنابراین تئوری را باید استخراج کنم. من فهمیدم که فرمول های کتابی، که در هر صورت نمی توانستم آنها را به کار ببندم، به دردم نمی خورد، بلکه به تحلیل فوری و عمل فوری نیازمندم. من با تمام وجود احساس می کردم که می بایست عجله کنم.»

JPG - 32.5 kb
ساکنان کولونی گورکی در حال کار کردن بر روی یک گودال برای ذخیره کردن سیب زمینی

«هال هاوز» هم نمونه ای از ایجاد چنین کلونی اما نه در روسیه بلکه در شهر شیکاگو بود. در آن زمان ویژگی شهر شیکاگو، مهاجر نشین بودن آن بود. کارگران صنعتی مهاجر و حاشیه نشینان شهری، آمادگی و زمینه مناسبی برای بزه کاری و آسیب پذیری داشتند. ایجاد جامعه کوچکی به نام هال هاوز در این شهر مهاجر نشین، در واقع نمونه شهری کوچک و دمکراتیک، اما عملی در اجتماعی به بزرگی شیکاگو بشمار می آمد. در این اجتماع کوچک افراد با هم زندگی همدلانه و مشارکتی داشتند و تجربه ی «دموکراسی مشارکتی» (که یکی از ایده های اصلی جان دیویی بود) در چنین اجتماعات کوچکی می توانست به محک تجربه در آید.

GIF - 11.5 kb
جین آدامز در هال هاوز

تاثیر فمینیست های پراگماتیست بر اندیشه جان دیویی

از خلال نوشته هاي مختلفي كه درباره زندگی ديويي و شرح حال مبارزات او منتشر شده است در می یابیم که يكي از کانون های پر نفوذ فلسفي و شخصي در زندگي جان ديويي مربوط به همسر او، «آليس ديويي» بوده است. آليس در ميشيگان توسط پدربزرگ خود بزرگ شده بود و قصد داشت بعد از پايان يافتن دبيرستان به مدرسه علوم دینی باپتيست، برود. کشش و علاقه بی پایانش به جنبش حقوق زنان و آموزش و پرورش، او را رهسپار تحصيل در دانشگاه ميشيگان کرد یعنی جايي كه توانست برای اولین بار دیویی را ملاقات کند. کاراکتر آليس به آمیزه ای از «تفکر هگلیایی فلسفي ديويي با مسائل اجتماعي واقعي»، مشهور است. دختر آنها، جين، تاثير آليس بر جان دیویی را اينگونه شرح مي دهد:

«آلیس همیشه يك نگرش انتقادي به شرايط اجتماعي داشت. تردید ندارم که مادرم سهم عظيمي در گسترش افکار پدرم و انتقال اوليه گرایشات فلسفي اش از حوزه كلاسيك و تفسيري به حوزه زندگي معاصر داشت. علاوه بر این، مسائلی كه سابقا نظري بودند، از طريق معاشرت و گفتگو های طولانی پدرم (جان دیویی) با مادرم آليس بود که در واقع معناي انساني بلاواسطه و محوری در نگاه فلسفی پدر يافتند (به نقل از جين ديويي در راكفلر 150).»

GIF - 24.8 kb
آلیس دیویی، همسر جان دیویی

آليس ديويي قبل از آنکه در دانشگاه ميشيگان ثبت نام کند، در مدرسه آموزش دیده بود. او علاقه اش را به آموزش و پرورش، با کار به همراه جان دیویی بر روی پروژه هاي آموزشي مدرسه آزمایشی دانشگاه شيكاگو ( University of Chicago Laboratory School)، پي گرفت.

دیویی در حوزه فلسفه آموزش و پرورش، علاوه بر همسرش آلیس، و جین آدامز، تحت تاثیر سه مربی عمل گراي ديگر، الّا فلگ يانگ، السی ريپلي كلپ، و لوسي اسپراگو ميتچل، قرار داشته است. جان كي. اسميت ارتباط يانگ با ديويي را در مقاله «تاثير الا فلگ يانگ بر انديشه آموزشي جان ديويي» (1977) بررسي مي كند. طبق نظر اسمیت، الا فلگ يانگ از پاییز 1895 شروع به گرفتن كلاس هايي از جان ديويي در دانشگاه شيكاگو کرد. يانگ در آن زمان 50 ساله بود ، با 33 سال تجربه در همه زمينه هاي نظام مدرسه عمومي شيكاگو. در زماني كه آنها همديگر را ملاقات كردند يانگ مدير بخش بود ؛ او مي رفت كه اولين زن سرپرست نظام مدرسه عمومي شيكاگو (بعد از آنكه ديويي شيكاگو را ترك كرد)، باشد. يانگ درست قبل از آنكه ديويي را ملاقات كند چنين شغل نوآورانه ای به دست آورد و در واقع اولين زني بود كه توانست در آزمون «مدیریت مدرسه» قبول و برگزیده شود.

JPG - 17.1 kb
الا فلگ یانگ

ديويي تا پیش از آنكه به شيكاگو بيايد، و «هال هاوز» جین آدامز را تجربه کند و با شخصيت هايي نظير الا فلگ يانگ كار کرده باشد، هیچ اثر منتشر شده اي در ارتباط با فلسفه آموزش و پرورش، یا درباره مسائل آموزشی، نداشت. در همین رابطه «اسميت» در مقاله خود می نویسد كه ديويي به همان اندازه که یانگ از فلسفه او استفاده برده، از تجربه يانگ در نظريه تعليم و تربيتي اش استفاده كرده است « آنهاتاثیر متقابل بر هم داشتند».

يانگ بعد از فارغ التحصيل شدن از دانشگاه شيكاگو، با آليس و جان ديويي برای تغيير مدرسه آزمایشی در دانشگاه شيكاگو تلاش كرد. دیویی در نامه ای به جان مك مانيس، درباره روش های یانگ که بر کار او تاثیر گذاشته، می نویسد « من هميشه ايده هايي از او (يانگ)مي گرفتم زیرا که او بوسيله طبیعت و تربيت، جانِ كلام عمل گرايي تجربی را با مراجعه به مفاهيم فلسفي دريافته بود، قبل از آنکه حتی اسلوب آن ایجاد و مشخص شده باشد.» ( به نقل از اسميت 1977)

JPG - 56.8 kb
مدرسه یانگ در سال 1940

«کارولین هداک زیگفريد» نیز تاثير يانگ بر ديويي را در کتاب «فمينيسم و عمل گرایی» بررسي مي كند. او با ذكر بيوگرافي مك مانيس، سه نمونه ای که دیویی از آنها به عنوان تاثیرات یانگ یاد می کند، بر می شمارد «تفاسير و كاربردهاي اصلي نظريه هاي او (ديويي) از درك خودش خارج بود.»

اين سه نمونه که زیگفرید در کتاب خود بیان می کند به شرح ذیل است:

1) احترامي كه براي فرايند فكري و تحقيق افراد قائل است؛

2) درك «شيوه اي كه در آن تعامل افراد با یکدیگر بر عادات روانی و فکری آنها تاثیر می گذارد»؛

3) این که چگونه روانشناسی صرفا مربوط به فیزیولوژی نبوده، بلکه اجتماعی است. (1998)

نفوذ دو تن دیگر از زنان فمینیست عمل گرا بر دیویی

دو مربی عمل گرای ديگر، که بر اندیشه و نگرش دیویی تاثیر گذار بودند یعنی السی ریپلی کلپ و لوسی اسپراگو میتچل، در واقع دستیار دیویی و همکار نزدیک او محسوب می شدند. هر دو این زنان در نسل بعد از جین آدامز به دنیا آمده و دانشجویان عمل گرای کلاسیک بودند. السی ریپلی کلپ [4] (1882-1965) چهارده دوره با دیویی در دانشگاه کلمبیا گذرانده بود، وی دستیار دیویی بود، و سال ها همراه با هم بر پروژه های تحقیقی کار می کردند. السی کلپ توضیحاتی بر پیش نویس های اثار دیویی می نوشت و در ایده های ابتکاری او سهیم بود، چنانچه زیگفرید نقل قول هایی از نامه دیویی به السی کلپ را در 1911 می آورد که چگونه دیویی از ایده های کلپ ممنون بوده و خود را مدیون او می دانسته است.

GIF - 53.3 kb
السی ریپلی کلپ

دیویی عموما سهم السی کلپ را در «دموکراسی و آموزش و پرورش [5] » (یکی از آثار مهم جان دیویی) تایید می کرد، زیگفرید می گوید «از نامه های دیویی مشهود است که السی کلپ به دیویی در تهیه و تدوین مفاد دوره هایی که در آنها دستیار او بوده، بسیار کمک کرده است.» این گفته بیانگر آن است که السی کلپ، دیویی را قبل از آن که دوره های سخنرانی دیویی برای مباحثی که در دوره های کلاسی اش لازم بوده، آغاز شود، به طور دایم ملاقات می کرده و در متن و محتوای سخنرانی ها مشارکت فعال داشته است. دیویی در باز نشستگی اش در 1927، به مسئولان کالج پیشنهاد می کند که بهتر است السی کلپ به عنوان استاد برای تدریس دوره های او در کالج معلمان گماشته شود، اما این موقعیت از طرف کالج به کلپ پیشنهاد نمی شود. در نتیجه او برای انجام کار مهمی در یک پروژه در رابطه با « آموزش و پرورش روستایی» با النور روزولت [6] از شیکاگو می رود.

JPG - 35.7 kb
لوسی اسپراگو میتچل

لوسی اسپراگو میتچل(1878-1967) یکی دیگر از مربیان فمینیست است که فلسفه های اصلاح و تغییر اجتماعی عصر پیشرفت را از طریق گسترش جریان آموزش و پرورش، تعریف و منعکس کرده است. در 1903، میتچل اولین رئیس زن در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی است، جایی که او با تبعیض جنسی که در محیط دانشگاه در آن دوره به شدت رایج بوده، آشنا می شود. بعد از برگشت به نیویورک، او حرفه 60 ساله اش را در مرکز آموزش کودکان، با ترکیب تحقیق آموزشی در پژوهش و عمل و ابداع و مدیریت برنامه های نو و ابتکاری، آغاز می کند. گر چه اسپراگو میتچل، دیویی را در شیکاگو می شناخت، اما آنها یک ارتباط تاثیرگذار دو جانبه را زمانی که میتچل دوره هایی را با دیویی در کالج معلمان گرفته بود، بنیان نهادند.

لوسی و همسرش، دوستان بسیار نزدیک جان دیویی بودند. نحوه زندگی لوسی به عنوان یک مدل برای زنان دیگری که با وجود تاهل و مسئولیت بزرگ کردن فرزندان، علاقمند به زندگی حرفه ای بودند، به شمار می رفت. چیزی که به ندرت برای زنانی از نسل جین آدامز، قابل دستیابی بود. مدرسه خیابان بانکِ [7] اسپراگو میتچل، یادمان ارزشمندی است که تاثیر عمل گرایی مرکز آموزش کودکان را نشان می دهد و همچنان به تربیت و توسعه مربیان و متخصصان آموزش کودکان ادامه می دهد.

GIF - 13.1 kb
شارلوت پرکینز گیلمن، نویسنده کاغذ دیواری زرد

زنان متفکر و فعال مهم دیگر، صحنه «پیشرفت» را با تاثیر گذاشتن مستقیم یا غیر مستقیم بر شکل گیری و رشد تفکر عمل گرایی و فرهنگ روشنفکری عصر خود، آباد کردند. جین اوپین [8] در کتاب «شارلوت پرکینز گیلمن: ابزارگرایی فراتر از دیویی»(1993) فلسفه جان دیویی و شارلوت پرکینز گیلمن [9] را با هم مقایسه می کند. گیلمن و دیویی هم عصر بوده اند، جالب است که آنها در یک سال به دنیا آمده و هر دو از دوستان صمیمی جین آدامز بوده اند. گيلمن حدود يك ماه در 1985 در هال هاوز می ماند، یعنی جايي كه او درباره فرهنگ «زندگی دسته جمعی» (كلوني)، با اشتیاق فراوان، بحث و پژوهش و سخنراني مي كرد. هم ديويي و هم گيلمن به فلسفه به عنوان عامل موثر و سودمند، در حل مسائل اجتماعي و سياسي علاقمند بودند. ديويي مي خواست فلسفه را به عنوان «عامل اصلاح اجتماعي» احيا كند و بر همین اساس بود که شخصا در پروژه هايي كه براي ايجاد تغييرات واقعي در جامعه طراحي شده بودند، خود را عملا درگير می کرد. گيلمن، با اينكه تعليم فلسفی نديده بود، اما برای «درک ناهنجاريهای جامعه و چگونگي بهبود و اصلاح آن»(1993، 42) به فلسفه گرایش پیدا کرد. هر دو متفكر علاقمند به روابط و مناسبات صنعتي و تاثیر آن بر جامعه بودند، اما گرایش و دغدغه اصلی گيلمن قبل از هرچیز مربوط به شرايط اقتصادي و صنعتي زنان، هم در خانه و هم در محل كار بود.

گیلمن، آدامز، و دیویی تحت تاثیر اندیشه داروینی قرار داشتند، اما هر سه، موضع خشن داروینیسم اجتماعی که انسان ها را در یک مبارزه رقابتی برای بقا، به کشمکش و نزاع وا می دارد (منظور همان اصل بقای اصلح) رد می کردند، اما در عوض از مفهوم تکامل، با تاکید بر یک اخلاق اجتماعی که بر توانایی و مسئولیت انسان ها برای بهبود محیط شان متعهد است، برای تئوریزه کردن امکانات پیشرفت اجتماعی سود می بردند. بسیاری از نوشته های گیلمن بر مسائل اجتماعی پیرامون زنان، و تلاش در راه تغییرات بنیادی در محیط خانه برای استقرار روابط دموکراتیک و برابرتر ساختن فضای خانه، متمرکز است. نوشته های گیلمن به برخی از فعالان و مبتکران هال هاوز، به عنوان نمونه هایی از تغییرات اجتماعی، توصیه هایی دارد، مانند: داشتن آشپزهای حرفه ای برای تهیه غذاهای خانوادگی سالم در یک آشپزخانه عمومی، تاسیس مراکز پرستار روز، و منسوخ کردن کار صنعتی کودکان.

جان دیویی نیز هم جهت با گیلمن، در کار خود در حوزه فلسفه اخلاق، محیط خانه را به عنوان مدلی برای اخلاق اجتماعی در یک دموکراسی، به کار می برد، ولی یکی از فمینیست ها (جین اوپین) در نقد دیویی اشاره می کند که مدل خانواده ای که جان دیویی به کار می برد، تا وقتی که زنان آزادی و یا استقلال بسیار کمی در خانه هایشان در آن زمان داشتند، ناقص بوده است.

شارلوت پرکینز گیلمن

اما جین آدامز در باره مسایل مربوط به حوزه خانواده و «سرگشتگی» هایی که زندگی خانگی برای زنان به ارمغان می آورد بیش از دیگران حساس بود، وی در کتاب تحسین شده خود «دموکراسی و اخلاق اجتماعی»، از یک سلسله تغییراتی که زندگی خصوصی خانگی را با یک خیر اجتماعی عمومی پایدارتر می سازد، به طور خستگی ناپذیر دفاع می کرد.

GIF - 21.6 kb
سمت راست ادیث و سمت چپ گریس ابوت

خلاصه سخن:

توجه به این نکته مهم است که اغلب ما فعالان جنبش حقوق برابر که دغدغه فعالیت توام با اندیشیدن را داریم محتاج شناخت و آگاهی از تاریخچه زندگی اندیشه گران فمینیست هستیم اما برای آنکه زناني را كه در جوامع پیشرفته، فيلسوفان فمینیست و مصلحان اجتماعي تاثيرگذاري بودند را بشناسیم، ناچاریم به فراسوی حوزه آکادمیک و فلسفه دانشگاهي نگاه كنيم. به خصوص در تلاش براي بسط شیوه های فکری مان و انتخاب راه و روش مناسب برای کسب حقوق برابر، درك مفاهیم و روش مبارزه زنان برجسته و اصلاح طلبان فيلسوف (فلاسفه پراگماتیسم)، و مشاهده شيوه هاي بیرون از زمینه مدرن، حرفه اي، و صرفا آکادمیک، می تواند مفيد باشد، تا ایده هایی که آنها بیان کرده اند، به ما زنان ایرانی در مبارزات مدنی مان یاری رساند. همانطور كه اليزابت كاماراك مينيچ [10] از آن به عنوان باز كردن «فضاي جديد برای انديشيدن» در فلسفه یاد می کند. برای مثال در ایالات متحد آمریکا به خصوص در عصر پیشرفت، بسياري از اصلاح طلبان اجتماعيِ تحصيل كرده كالج در شيكاگو، غالبا در هال هاوز زندگي مي كردند (نظير جوليا لاتراپ [11] و فلورانس كلي [12]). البته برخي از اصلاح طلبان هال هاوز، نظير سافونيسبا بركينريج [13] و اديث و گريس ابوت [14] ، موقعيت هاي دانشگاهي داشتند، اما اغلب، كار عملي و دانشگاهي شان در بطن جامعه و در قلمرو اصلاح اجتماعي تمرکز داشته است. این امر، نکته روشی بسیار مهمی در مبارزه برای کسب حقوق برابر و بسط آگاهی جنسیتی در پهنه جامعه به همه فعالان جنبش زنان گوشزد می کند.

منابع:

Whipps,judy. pragmatist feminism, Stanford Encyclopedia of Philosophy, Aug 2004

- ماکارنکو، آنتوان سیمیونویچ. داستان پداگوژیکی، ترجمه گامایون، تهران: انتشارات نیلوفر

يادداشت

[1] Charlene Haddock Seigfried

[2] Lucy Sprague Mitchell

[3] Twenty years at Hull House

[4] Elsie Ripley Clapp

[5] Democracy and Education

[6] Eleanor Roosevelt

[7] Bank Street School

[8] Jane Upin

[9] Charlotte Perkins Gilman

[10] Elizabeth Kamarck Minnich

[11] Julia Lathrop

[12] Florence Kelly

[13] Sophonisba Breckinridge

[14] Edith and Grace Abbott

 

منبع:  http://feministschool.org/spip.php?article103  

+ نوشته شده توسط رضا ر ضایی (مصدق) در جمعه 9 فروردین1387 و ساعت 18:41 |
سالگرد فلسفه پراگماتیسم (نتیجه گرایی)
۲۳ نوامبر در طول تاریخ شاهد رویدادهای متعدد بود .
۲۳ نوامبر در طول تاريخ شاهد رويدادهاى متعدد بود كه برخى از آنها از اين قرار است: در سال ۵۸۹ ميلادى خسرو پرويز هنوز بر جاى پدر ننشسته بود كه وارث دشوارى هاى او و ضديت ژنرال بهرام چوبين شد و چون ياراى ايستادگى در برابر اين نظامى محبوب را نداشت به قسطنطنيه فرار كرد تا از موريس امپراتور روم شرقى كمك نظامى بخواهد. در سال ۱۳۰۵ هجرى خورشيدى غلامحسين درويش (درويش خان) از پدران موسيقى معاصر ايران در يك حادثه ترافيك در خيابان اميريه تهران مجروح و پس انتقال به مريضخانه دولتى (بيمارستان سينا) چند ساعت بعد درگذشت. در سال۱۹۳۰ اليجاه محمد در ديترويت آمريكا جمعيت «ملت مسلمان» را تأسيس كرد. در سال ۱۹۳۳ نخستين موشك كه با سوخت مايع حركت مى كرد به دست دانشمندان شوروى ساخته و آزمايش شد. در سال ۱۹۷۱ جمهورى توده اى چين بر كرسى خود در شوراى امنيت نشست. در سال ۱۹۷۶ «آندره مالرو» نويسنده و دولتمرد فرانسوى و مؤلف «صداهاى خاموش» در ۷۵ سالگى درگذشت.
اينك برگ امروز: ۲۳ نوامبر سال ۱۹۰۹ ميلادى «پراگماتيسم» به عنوان يك انديشه تازه، وارد دانشنامه هاى فلسفه شد. صاحب اصلى اين فلسفه چارلز پيرس دانشمند و فيلسوف (۱۹۱۴-۱۸۳۹) است كه دو فيلسوف ديگر، ويليام جيمز و «جان ديوي» نيز همين عقيده را داشتند. ناميدن آن به فلسفه «اصالت نتيجه» روشن ترين تعبيراست و كسى را كه اعمال و افكار او با اين فلسفه مطابقت داشته باشد و يا اين كه پيرو آن باشد «نتيجه گرا» خوانند. پراگماتيست ها برخلاف ساير روش هاى فلسفى از تحقيق و بررسى در كل عمل اجتناب مى ورزند و به جاى آن به آزمايش نتايج مى پردازند، يعنى پس از عملى شدن فكر، نتايج به دست آمده را مى سنجند. به نظر آنان، «نتيجه» اصل است نه رفتن از راه هاى معين براى رسيدن به «نتيجه» و به اين ترتيب مقيد به لايتغير بودن اصول و روش ها نيستند. پراگماتيست ها نظرات و عقايدى را مى پذيرند كه عملى باشند. از نظر آنان يك انديشه (فرضيه) بايد نخست تجربه شود و اگر نتايج تجربه مفيد و قانع كننده بود به صورت نظام در آيد و بر آن ضابطه اجرايى نوشته شود و قطعى گردد.
روزنامه همشهرى
+ نوشته شده توسط رضا ر ضایی (مصدق) در جمعه 9 فروردین1387 و ساعت 18:38 |

گزارش تحلیلی آفتاب

 سهمیه بندی بنزین؛ غلبه پراگماتیسم بر آرمان گرایی

آفتاب‌ـ محمد یزدان پناه: با اعلام رسمی سهمیه بندی بنزین از نیمه دوم سال 85 توسط« محمود احمدی نژاد» بازهم مساله مصرف بی اندازه سوخت و به خصوص بنزین در کشور به بحث داغ نمایندگان مجلس، دولتیان و کارشناسان بدل شده است. این در حالیست که مصرف بنزین در کشور در حال عبور از یک رکورد بی سابقه جهانی است که بعید به نظر می آید در آینده ای دور هم کشوری به جز ایران، توان شکستن این رکورد را داشته باشد به طوری که فقط در ایام تعطیلات نوروزی سال 85 بر اساس آمار شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی، بالغ بر یک میلیارد و 124 میلیون لیتر بنزین در کل کشور سوخت شد که در این میان گازوئیل هم تمام تلاش خود را بابت نزدیک شدن به رکورد بنزین صرف کرد، مصرف: 689 میلیون و 800 هزار لیتر!

 
 


افزایش بیش از حد مصرف بنزین در شرایطی صورت می گیرد که قیمت نفت هم در بازارهای جهانی به بالاترین حد در تاریخ استحصال و فروش این ماده سیاه رنگ رسیده است و می رود تا آرام آرام به آرزوی دیرینه خود یعنی رسیدن به شبکه ای 100 دلار دست یابد. موضوعی که به زعم بسیاری خواب را از چشمان کشورهای صنعتی جهان و خریداران نفت می رباید و اقتصاد رو به رشد جهان را که بر اساس آمار صندوق بین المللی پول، سال گذشته با یک نرخ رشد 3/4 درصدی روبرو

” واقعی شدن قیمت بنزین اگر چه اجتناب ناپذیر می نماید اما مخالف شعارها و وعده های اقتصادی آبادگران مستقر در مجلس و دولت است و بار دیگر غلبه و استیلای پراگماتیسم بر آرمان گرایی را اثبات خواهد کرد... “

 
بود، به چالش می طلبد. 

اما این افزایش قیمت نفت به ناچار افزایش قیمت بنزین را هم به دنبال خواهد داشت، از این روست که « منصور یاوری» عضو کمیسیون انرژی مجلس افزایش قیمت جهانی نفت را در مجموع چندان به نفع ایران ارزیابی نمی کند و می گوید:« اگر قیمت جهانی بنزین به عنوان تابعی از قیمت جهانی نفت همچنان افزایش یابد، با توجه به اینکه بیش از 60 درصد بنزین مصرفی ایران از خارج وارد می شود و این موضوع که روز به روز شاهد مصرف بیشتر بنزین در کشور هستیم، احتمالا باید تا پایان سال 85 بیش از هفت میلیارد دلار به واردات بنزین اختصاص دهیم.» 

این نکته شاید بارزترین دلیل برای عملی شدن طرح سهمیه بندی بنزین باشد، زیرا طبق بودجه مصوب مجلس در سال 85 فقط 5/2 میلیارد دلار برای واردات بنزین اختصاص داده شده است و با توجه به افزایش روز به روز آمار مصرف بنزین در کشور، این رقم فقط کفاف 3 ماه واردات بنزین را خواهد داد. 

چاره چیست؟
کارشناسان «واقعی کردن قیمت بنزین و برابری قیمت آن با کشورهای منطقه نفت خیر خلیج فارس» را راه حل نهایی مشکل می دانند اما قیمت بنزین در کشورهای همسایه ایران مانند ترکیه، عربستان، کویت و امارات بالغ بر یک دلار برای هر لیتر است حتی قیمت بنزین در کشور افغانستان هم نزدیک به هزار تومان در هر لیتر است. اما این قیمت در کشور ما چیزی نزدیک به ده سنت است که با یک حساب سرانگشتی می شود کمتر از یک دهم قیمت بنزین در کشوری مانند افغانستان. 

طبق آمارهای رسمی هر لیتر بنزین از نوع وارداتی آن به طور متوسط

” طبق بودجه مصوب مجلس در سال 85 فقط 5/2 میلیارد دلار برای واردات بنزین اختصاص داده شده است و با توجه به افزایش روز به روز آمار مصرف بنزین در کشور، این رقم فقط کفاف 3 ماه واردات بنزین را خواهد داد... “

 
برای دولت بیشتر از 600 تومان هزینه بر می دارد اما قیمت فروش آن به مصرف کننده تنها 80 تومان است. 

مجلس هفتم هم در اولین بررسی خود بر لایحه بودجه کل کشور قیمت بنزین را در سقف 80 تومان ثابت نگه داشت که این اتفاق در بودجه سال 85 هم تکرار شد و بدین ترتیب، مجلس و دولت اصولگرا عملا مخالفت خود را با واقعی کردن قیمت بنزین نشان دادند هر چند که زمزمه این در مجلس در مخالفت با این امر آغاز شده است. آنگاه که منصور یاوری با پذیرش واقعی نبودن قیمت بنزین در ایران، از هم سطح کردن قیمت آن با کشورهای حاشیه خلیج فارس در لایحه بودجه سال 86 خبر می دهد. 
امری که اگر چه اجتناب ناپذیر می نماید اما مخالف شعارها و وعده های اقتصادی آبادگران مستقر در مجلس و دولت است و بار دیگر غلبه و استیلای پراگماتیسم بر آرمان گرایی را اثبات خواهد کرد. 

هر چند که در قانون بودجه سال 86 دولت مکلف به احداث هر چه بیشتر پالایشگاه های نفت و بنزین و تولید خودروهایی با مصرف سوخت کمتر شده است ولی ورود سالانه نزدیک به یک میلیون دستگاه خودرو به تیم حمله و نقل عمومی کشور، این قبیل اقدامات را تنها در حد یک مسکن ضعیف، نشان می دهد. 

این در حالی است که در سال های گذشته هنگامی که شاهد افزایش تنها چند درصدی قیمت بنزین در آغاز هر سال بودیم تاثیر آن مانند یک شوک تمام بخش های اقتصادی جامعه را در بر می گرفت و حتی باعث افزایش نرخ اقلام مصرفی مانند میوه، حبوبات و . . . به بهانه افزایش قیمت بنزین می شد. 

منصور یاوری عضو فراکسیون اصولگرایان می گوید:« هر چند دولت موظف به کنترل قیمت تمام اقلام در صورت گرانی نرخ بنزین است اما مردم باید تبعات افزایش قیمت بنزین را تحمل کنند.»

+ نوشته شده توسط رضا ر ضایی (مصدق) در جمعه 9 فروردین1387 و ساعت 18:36 |
پرا گماتیسم فلسفه ای است که اول بار در آمریکا پدید آمد و در تفکر و حیات عقلی این سرزمین تاثیر زیادی بر جای گذاشت. این فلسفه در اواخ قرن نوزدهم با متفکرانی نظیر ویلیام جیمز و جان دیویی به ظهور رسید. به نظر این متفکران، پراگماتیسم انقلابی است علیه ایده آلیسم وکاوشهای عقلی محض که هیچ فایده ای برای انسان ندارد. در حالی که این فلسفه، روشی است درحل مسائل عقلی که می تواند در سیر ترقی انسان بسیار سودمند باشد.

پراگماتیسم چیست؟


واژه پراگماتیسم مشتق ازلفظ یونانی (pragma) و به معنی عمل است. این واژه اول بار توسط چالرز ساندرزپیرس (Charles sanders pierce ) ، منطقی دان آمریکائی به کار برده شد.

مقصود او از به کاربردن این واژه، روشی برای حل کردن و ارزشیابی مسائل عقلی بود.
اما به تدریج معنای پراگماتیسم تغییر کرد.

اکنون، پراگماتیسم به نظریه ای مبدل شده که می گوید:
حقیقت، چیزی است که از دیدگاه انسان، خوب باشد. به سخن دیگر، پراگماتیسم یعنی اینکه درباره هر نظریه یا آموزه ای باید بر پایه نتایجی که از آن به دست می آید، داوری کرد. به نظر پراگماتیست ها، اگر عقیده ای به نتیجه خوب و کار آمد برای انسان بیانجامد، باید آنرا حقیقی قلمداد کرد. حقیقت چیزی نیست که مستقل ومجرد از انسان وجود داشته باشد.
تا قبل از این، نظریه اصلی و رایج درباره حقیقت این بود که حقیقت امری است جدا از انسان؛چه کسی آن را بشناسد، چه نشناسد . مثلا گردش زمین به دور خورشید، امری است که همیشه حقیقت داشته است؛ گرچه برای هزاران سال تصور بر این بود که زمین ثابت است و خورشید به دور آن می گردد. بر همین مبنا، صدق و درستی هر نظریه تطابق آن با واقعیت و نادستی آن عدم تطابق با واقعیت بود.

اما پراگماتیسم قائل به این شد که حقیقت امر جدایی از انسان نیست؛ بلکه تنها دلیل برای اینکه یک نظر درست و حقیقی است و یک نظر، باطل و خطا، این است که اولی در عمل به درد انسان بخورد و برای او کارآمد و موثر باشد و دیگری چنین نباشد. به این ترتیب، معنای صدق قضیه در پراگماتیسم تغییر یافت . صدق هر گزاره، فقط توسط نتایج عملی آن سنجیده می شود نه در مقایسه با واقعیت خارجی. یک فکر یا عقیده تا وقتی که فقط عقیده است، بخودی خود نه صحیح است و نه غلط؛ بلکه فقط در جریان آزمایش و کار برد عملی آن است که برحسب نتایجی که از آن نظر گرفته می شود، صادق یا کاذب می شود.

بدین سان و بر این مبنا، برای مثال تا پیش از کشف آمریکا، این عقیده که سرزمینی میان اروپا و آسیا وجود دارد، نه راست بود نه دروغ؛ اما پس از اکتشاف آمریکا، این نظر یه به حقیقت پیوست.(در حالی که بر اساس نظر متداول، این عقیده حتی پیش از کشف آمریکا نیز عقیده ای صحیح بوده است.)

در نظر مکتب پراگماتیسم، افکار و عقاید همچون ابزارهایی هستند برای حل مسائل و مشکلات بشر؛ تا زمانی که اثر مفیدی دارند، صحیح و حقیقی اند و پس از آن غلط و خطا می شوند. به این ترتیب عقیده ای ممکن است مدتی به کار آید و موثر شود و از این رو فعلا حقیقی است؛ لیکن بعدا ممکن است نتایج رضایت بخش نداشته باشد و آن موقع، به نظریه ای باطل و خطا تبدیل می گردد.

بنابراین، حقیقت چیزی ساکن و تغییر نا پذیر نیست؛ بلکه با گذشت زمان، توسعه و تحول می یابد. آنچه در حال حاضر صادق است، ممکن است در آینده صادق نباشد؛ زیرا در آینده، افکار و نظریات دیگری بر حسب شرایط و اوضاع جدید، حقیقی شده و متداول می گردند. تمام امور تابع نتایج است و بنابر این، حق امری است نسبی؛ یعنی وابسته به زمان، مکان و مرحله معینی از علم و تاریخ است .

ما هیچ زمان به حقیقت مطلق نخواهیم رسید. زیرا علم ما، مسائل ما و مشکلات ما همیشه در حال تغییر است و در هر مرحله، حقیقت، آن چیزی خواهد بود که ما را قادر می سازد تا به نحو رضایت بخش، مسائل و مشکلات جاری آن زمان را بررسی و حل کنیم .

برای آگاهی بیشتر از فلسفه پراگماتیسم و بزرگان آن نگاه کنید به :

منابع


  • فرهنگ فلسفی
  • سیر فلسفه، صفحه 150
  • تاریخ فلسفه غرب، صفحه 210
+ نوشته شده توسط رضا ر ضایی (مصدق) در جمعه 9 فروردین1387 و ساعت 18:32 |

پراگماتیسم (مذهب اصالت عمل)، اصالت عمل نامی تازه برای برخی طرق اندیشیدن، مطالعات همگانی در فلسفه [Prognatism, a New Name for some Old Ways of Thinking: Popular Lectures on Philosphy] این کتاب، که در 1907 انتشار یافت، مجموعه‌ای از سخنرانیهایی است که ویلیام جیمز (1) (1842-1910)، فیلسوف امریکایی، در 1906-1907 ایراد کرده است.(پراگماتیسم از کلمه یونانی «پراگما» (2) به معنای عمل است، و کلمه‌ای است که نخستین بار چارلز پیرس (3) انگلیسی در مقاله معروفش با عنوان چگونه می‌توان افکار خود را روشن ساخت، به کار برده است. پیرس دراین مقاله ثابت می‌کند که برای شکافتن یک فکر کافی است که به تعیین رفتاری که این فکر برمی‌انگیزد، بپردازیم). این اصل که بیست سال بعد ویلیام جیمز بحث درباره آن را از سر می‌گیرد در اندک زمان به نحو گسترده‌ای رواج می‌یابد. دقیق‌تر بگوییم، اصطلاح «پراگماتیسم» فقط به این جریان که در دهه‌های آخر قرن نوزدهم مخصوصاً به همت جیمز و دیویی (4) اروپا را فرا گرفت اطلاق می‌شود. جیمز از این اصل آغاز می‌کند که هیچ‌یک از نظامهای فلسفی که تا این زمان پیشنهاد شده است، قانع‌کننده نیست، زیرا مذهب اصالت تجربه غیرانسانی و غیردینی است و مذهب اصالت عقل از صفت عینی عالم واقع غافل است. «هیچ نظریه‌ای نسخه مطلق واقعیت نیست»؛ همه نظریه‌ها جنبه سودمندی دارند و بیشتر صورتهای ذهنی سازگاری با واقعیت‌اند تا جلوه‌ها و پاسخ به معمایی که از سوی الوهیت طرح شده است. مذهب اصالت عمل تنها فلسفه‌ای است که در دسترس آدمی است، زیرا سعی ما در راه شناخت در هرقدم بر اثر ترجیحات و منافع و نیازهای ما تحریض و هدایت می‌شود. به همین جهت، جیمز به جای اینکه اصل فکری و عقلی کاملاً غیرشخصی را ملاک حقیقت انگارد، فلسفه‌ای را می‌پذیرد که با احتیاجات و تمنیات ما مطابقت دارد. برطبق اصول مذهب اصالت عمل، هرگاه نتایج فرضیه‌ای در زندگی سودمند باشد نمی‌توان آن را طرد کرد. بدین ترتیب در شیوه تفکر ما، امر حقیقی و درست تنها آن چیزی است که در شیوه عمل مناسب باشد. حقیقت یک تصور صفتی از این تصور نیست، بلکه حقیقت بر تصور ما «فرود می‌آید»، و آن‌گاه تصور حقیقی می‌شود و حقیقت خود را از حوادث می‌گیرد. بنابراین، فلسفه امر حقیقی را مشاهده نمی‌کند، بلکه آن را خلق می‌کند: «ما قطعه‌ای از سنگ مرمر را دریافت می‌کنیم، اما مجسمه را ما خود می‌تراشیم.» ملاحظه می‌کنیم که در این شرایط، جیمز در تاریخ فلسفه تنها میان مزاجهای فردی تعارضی می‌بیند که از ظریف (مذهب اصالت عقل) به وحشی (مذهب اصالت تجربه) ادامه دارد. بنابراین، مذهب اصالت عمل به جای جستن انسجام مطلقی سعی دارد که برخوردهای میان مکاتب مختلف را تعدیل کند. این فلسفه توانسته است نوعی عرفان ملموس باشد که معرفت را صورت ساده‌ای از سازگاری حیاتی می‌بیند؛ با این همه، هدف آن عالی‌تر است و می‌خواهد ضابطه عمل را به مقام ضابطه عینی ارتقا دهد. به همین جهت، فلسفه عملی به نوعی فلسفه انسانی (اومانیسم) تعبیر می‌شود که فرق دقیق آن برحسب آرمان زندگی فلاسفه مختلف که مبلغ آن‌اند، متغیر است. در نظر جیمز، این مکتب رنگ فلسفه روحی (اسپیریتوئالیسم) (5) به خود گرفته است.

1william James 2.pragma 3.Charles Peirce 4.Dewey 5.spiritualisme

دکتر علی‌محمد کاردان. فرهنگ آثار. سروش

+ نوشته شده توسط رضا ر ضایی (مصدق) در جمعه 9 فروردین1387 و ساعت 18:31 |


diplomat_em (3/1/2008 2:02:25 AM): salam
diplomat_em (3/1/2008 2:02:30 AM): \shab bekheyr
diplomat_em (3/1/2008 2:02:34 AM): khoosh begzare
diplomat_em (3/1/2008 2:02:37 AM):
diplomat_em (3/1/2008 2:02:40 AM): bye
diplomat_em (3/1/2008 2:35:56 AM): salam
diplomat_em (3/1/2008 2:36:01 AM): shabe u khoosh
diplomat_em (3/1/2008 2:36:08 AM): chand ta soal dashtam
diplomat_em (3/1/2008 2:36:16 AM): agar emkan dare beporsam
diplomat_em (3/1/2008 2:36:47 AM):
diplomat_em (3/1/2008 2:37:19 AM): ok
diplomat_em (3/1/2008 2:37:21 AM): bye
jeegar sara (3/1/2008 2:38:05 AM): ok
diplomat_em (3/1/2008 2:38:15 AM): ooooo
diplomat_em (3/1/2008 2:38:19 AM): mer30
diplomat_em (3/1/2008 2:38:26 AM): mamnoonam az shoma
jeegar sara (3/1/2008 2:38:27 AM): bepors
diplomat_em (3/1/2008 2:38:46 AM): soalatam baraye yek nazar sanjiye
diplomat_em (3/1/2008 2:38:54 AM): mitoonid javab nadid
jeegar sara (3/1/2008 2:39:15 AM): ok
diplomat_em (3/1/2008 2:39:24 AM): agar emkan dare pasokh ro sahiih befrestid
diplomat_em (3/1/2008 2:39:44 AM): hadafe shoma az vorood be otaghhaye cat chiye?
jeegar sara (3/1/2008 2:40:01 AM): sohbat ba digaran
diplomat_em (3/1/2008 2:40:05 AM): asasan shoma che chizi va che mozooati ro josto joo mikonid?
jeegar sara (3/1/2008 2:40:28 AM): sex
diplomat_em (3/1/2008 2:40:40 AM): what?
diplomat_em (3/1/2008 2:41:26 AM): aya shoma be khasteye khodetoon miresid?
jeegar sara (3/1/2008 2:41:33 AM): vase erza shodan
jeegar sara (3/1/2008 2:41:36 AM): are
diplomat_em (3/1/2008 2:41:54 AM): aya behtrin rah az tarighe chat kardane?
diplomat_em (3/1/2008 2:42:10 AM): chera ezdevaj nemikonid?
jeegar sara (3/1/2008 2:42:23 AM): bady ro bepors
diplomat_em (3/1/2008 2:42:24 AM): negahe shoma be ezdevaj negahe manfiiye?
jeegar sara (3/1/2008 2:43:01 AM): na
diplomat_em (3/1/2008 2:43:24 AM): pas chera rahe ezdevaj ro baraye erza shodan entekhab nemikoni?
diplomat_em (3/1/2008 2:43:59 AM): aya shoma etemad be nafse kami dari?
jeegar sara (3/1/2008 2:44:15 AM): na
diplomat_em (3/1/2008 2:44:20 AM): in soal baram kheyli mohemme
jeegar sara (3/1/2008 2:44:39 AM): ok
diplomat_em (3/1/2008 2:44:49 AM): cheghadr rooye doostanetoon tasir mizarin va chand darsad tasir migirid?
jeegar sara (3/1/2008 2:45:23 AM): 100 dar 100 tasir mizaram va 50%migiram
diplomat_em (3/1/2008 2:45:38 AM):
diplomat_em (3/1/2008 2:45:45 AM): kheyli jalebe
diplomat_em (3/1/2008 2:45:58 AM): aya shoma mitoonid oonha ro rahbari konid?
diplomat_em (3/1/2008 2:46:27 AM): yani ba in 100% mitoonid oonha ro be anjame kari ke mikhayd vadar konid/
jeegar sara (3/1/2008 2:46:30 AM): ta hododi
jeegar sara (3/1/2008 2:46:49 AM): are ta hodody
diplomat_em (3/1/2008 2:47:14 AM): fekr mikoni ke elate tasir gozariye shoma bar doostanetoon chiye?
jeegar sara (3/1/2008 2:47:41 AM): shokh tabii
diplomat_em (3/1/2008 2:48:22 AM): aya shoma faghat dar karhaye shookhgooone bar riye doostanetoon tasir mizarid?
jeegar sara (3/1/2008 2:48:55 AM): na ba shokhi har kary be kham beheshon mighabolonam
diplomat_em (3/1/2008 2:49:15 AM):
diplomat_em (3/1/2008 2:49:23 AM): mitoonam bedoonam chetori?
jeegar sara (3/1/2008 2:49:40 AM): na
diplomat_em (3/1/2008 2:49:52 AM): aslan emkan nadare?
jeegar sara (3/1/2008 2:50:23 AM): in shegerde mane be kasy yad nemidam
diplomat_em (3/1/2008 2:50:35 AM):
diplomat_em (3/1/2008 2:50:44 AM):
diplomat_em (3/1/2008 2:51:11 AM): aya shoma dar karhaye jediye jedi ham ba shookh tabii oonha ro rahbari mikonid?
jeegar sara (3/1/2008 2:51:44 AM): na bashokhi vali ba jazabiat
diplomat_em (3/1/2008 2:51:59 AM): masalan che jazabiyat hai?
diplomat_em (3/1/2008 2:52:36 AM):
jeegar sara (3/1/2008 2:53:21 AM): dar morede pesara sex dokhtara dostye bi kalak
diplomat_em (3/1/2008 2:53:48 AM): yani shoma pesar haro ba sex dar ekhtiyar migirid?
diplomat_em (3/1/2008 2:54:00 AM): va oon ha ro rahbari mikonid?
diplomat_em (3/1/2008 2:58:39 AM): ozr mikham
diplomat_em (3/1/2008 2:58:49 AM): acunt e man tamam shod
diplomat_em (3/1/2008 2:58:59 AM): mifarmoodid?
diplomat_em (3/1/2008 2:59:07 AM): mozahem e shoma ke nistam?
diplomat_em (3/1/2008 2:59:44 AM):
jeegar sara (3/1/2008 3:00:19 AM): ؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟
diplomat_em (3/1/2008 3:00:28 AM):
diplomat_em (3/1/2008 3:00:32 AM): chera?
diplomat_em (3/1/2008 3:00:52 AM): chera ehanat?
diplomat_em (3/1/2008 3:02:07 AM): mishe davatet konam be linke zir ye sari bezani?
jeegar sara (3/1/2008 3:02:40 AM): noch
jeegar sara (3/1/2008 3:02:45 AM): ؟؟؟؟diplomat_em (3/1/2008 3:02:49 AM):
diplomat_em (3/1/2008 3:02:52 AM): ey baba
diplomat_em (3/1/2008 3:02:57 AM): chera fohsh midi?
jeegar sara (3/1/2008 3:03:11 AM): ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
diplomat_em (3/1/2008 3:03:21 AM): mage؟؟؟ham dari?
diplomat_em (3/1/2008 3:03:31 AM): man fohsh nemidam
diplomat_em (3/1/2008 3:03:42 AM): u chera intori mikoni?
jeegar sara (3/1/2008 3:03:51 AM): are؟؟؟؟؟؟mikhay
diplomat_em (3/1/2008 3:03:58 AM): ok
diplomat_em (3/1/2008 3:04:00 AM): ok
jeegar sara (3/1/2008 3:04:07 AM): khob bashe aroom tar ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
diplomat_em (3/1/2008 3:04:24 AM): vali tamame gofto gooye ma rooye webloge man sabt shode
diplomat_em (3/1/2008 3:04:36 AM): roozhaye ghabl ham sabt mishe
diplomat_em (3/1/2008 3:04:43 AM): hamrahe ؟؟؟؟ e u

 

+ نوشته شده توسط رضا ر ضایی (مصدق) در سه شنبه 28 اسفند1386 و ساعت 3:6 |